<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حـــقــیــقــت </title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com</link>
<description>آنچه حقیقت های آشکار ناشده را بیان میداریم </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 25 Jul 2010 10:32:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>انتوسنتریزم وقدرت سیاسی</title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=center&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(192,0,0); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;انتوسنتریزم وقدرت سیاسی&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(192,0,0); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,176,240); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;باید این سوال همیشه مطرح شود که چرا ملیت های افغانستان از وحدت سیاسی محروم اند ؟ این ملیت ها در بیشتر از یک قرن در زیرچتر یک حکومت مرکزی زندگی کردند اما بعد از این مدت نفاق سیاسی این ملیت ها در سطح خونبارترین جنگ های ملیتی تبارز یافت. این بدان مفهوم است که قدرت مرکزی در افغانستان فاقد ظرفیتی بوده که بتواند حقوق اقلیت ها را اعاده کند و اعتماد سیاسی ملیت های کشوررا به خود جلب نماید تا این اعتماد سیاسی به نوبۀ خود عاملی برای وحدت سیاسی این ملیت ها در حکومت مرکزی شود. حکومت مرکزی در افغانستان با فرهنگ سیاسی انتوسنتریک زندگی می کرد. این نوع فرهنگ بی اعتمادی عمیق سیاسی را در مورد حکومت مرکزی میان ملیت های کشور خلق نمود .&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;حکومت مرکزی زمانی می تواند قدرت اجتماعی تمام ملیت های کشور را بدست داشته باشد که بعد از تفاهم سیاسی میان ملیت ها به وجود آمده باشد . تفاهم سیاسی به توافق احزاب سیاسی تعلق ندارد بلکه این همان تفاهمی است که بعد از اطمینان در ضمانت شدن حقوق ملیت ها به وجود می آید.ملت افغانستان بدین تفاهم ضرورت ندارد که قوای سه گانه بر اساس تعلقات ملیتی تقسیم شوند این تفاهم سیاسی نیست یک مصلحت سیاسی است که ضمانتی برای بقای آن وجود ندارد . تفاهم سیاسی آن است که حق سیاسی ملیت ها در مشارکت قدرت سیاسی قانوناً ضمانت شود و این نه تنها ناقض حکومت اکثریت نبوده بلکه مشروعیت یافتن حکومت اکثریت در سطح ملی نیز است .&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;دیموکراسی نمی گوید که کرسی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ریاست جمهوری حق بلامنازع یک ملیت است . دیموکراسی می گوید که اکثریت را صندوق رای&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;تعین می کند و هر شهروند پشتون ، هزاره ،تاجک،ازبک ،ترکمن ،بلوچ ،نورستانی ،پشه یی ... که اکثریت آرای&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;مردم را با خود داشت می تواند به نمایندگی از مردم مقام ریاست جمهوری را اشغال کند&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;و این به مفهوم ضمانت قانونی مشارکت تمام شهروندان در قدرت سیاسی است . معنای دیگری این مقولۀ دیموکراسی اینست که وقتی حکومت بر مبنای قانون اساسی عمل می کند و قانون اساسی حقوق اقلیت ها را ضمانت کرده باشد در ساختار کابینه یا مجموعۀ وزرا ترکیب ملیتی بی اهمیت می شود . کابینه ولو صد فیصد از اعضای اکثریت تشکیل شود ولی اگر قانون اساسی حقوق ملی ،سیاسی ،فرهنگی ،اقتصادی و مذهبی اقلیت ها را ضمانت کرده باشد این کابینه هیچگاهی بر ضد منافع و بر علیه حقوق اقلیت ها عمل کرده نمی تواند . بنابرین در دیموکراسی ما به تعادل حقوقی در قانون اساسی نیازمندیم نه به تعادل ملیتی در کابینه                 وزرا.&lt;SPAN&gt;                                                      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,176,240); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;در دیموکراسی رای سیاسی هزاره ها&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;را کا بینه ای با خود خواهد داشت که حقوق ملی ،اجتماعی،&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;فرهنگی،سیاسی،و اقتصادی این ملیت را ضمانت کند. به همین ترتیب است شرط به دست آوردن رای پشتون ها و ازبک ها و تاجک ها وترکمن ها و بلوچ ها و دیگر ملیت ها.&lt;SPAN&gt;                             &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;      &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,176,240); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;رای سیاسی یک ملیت پس از به دست آوردن اعتماد سیاسی آن ملیت به دست می آید .اعتماد سیاسی یک ملیت بر حکومت پشتوانۀ سیاسی و حمایت اجتماعی این ملیت ار نیز برای حکومت می دهد به همین گونه است که حکومت دیموکراتیک مرکز قدرت اکثریت و محور اعتماد سیاسی اقلیت هاست.حالانکه حکومت انتوسنتریک مرکز قدرت اکثریت به بهای نارضایتی سیاسی و از بین بردن کلیۀ حقوق اقلیت&lt;SPAN&gt;   &lt;/SPAN&gt;هاست. این است که هر قدر حکومت انتوسنتریک تر می شود به همان اندازه نفاق سیاسی و بی اعتمادی سیاسی میان ملیت ها اوج می گیرد .حکومت طالبان برهنه ترین قدرت سیاسی انتوسنتریک بود . این قدرت برهنه و انتوسنتریک آنقدر تشویق کنندۀ انتوسنتریست ها شد که کتاب دویمه سقاوی را تحریر نمودند واز طالبان خواستند که به برهنه ترین شکل ستم ملیتی ،ستم مذهبی، ستم زبانی و فرهنگی و اقتصادی را بر ملیت های محکوم تحمیل نمایند. اعتمادی سیاسی ملیت ها عاملی برای وحدت سیاسی آنها در حکومت مرکزی است و بدون وحدت سیاسی در حکومت مرکزی رسیدن به وحدت ملی ابداً میسر نیست . دیموکراسی این همه&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ارزش ها را برای ملیت های افغانستان خواهد داد و حکومت های دیموکراتیک این ظرفیت خود را در جهان به اثبات&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;رسانیده اند که قدرت را برای اکثریت می دهند واما هیچگونه حق را از اقلیت ها نمی ستانند&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: rgb(0,176,240); LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#0000ff size=5&gt;حقیقت های جامعه ای ما ویا دیموکراسی زیر چتر قانونیت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سیرتاریخ بشراز خشونت به طرف قانون است .هر قدر انسان از بدویت به جنانب تمدن حر کت می کند. به همان اندازه جا یگاه قانون در زندگی بشر مشخص تر می شود .این حرکت به جانب قانون درعصرما به آخرین درجه ای تکا ملش رسیده است .اکنون در جهان متمدن (هیچکسی برتر از قانون نیست )راه پیروزی بر خشونت اتکا نمودن به قانون است وقانون دیموکراسی ها را از دیکتا توری ها ویا رژیم های استبدادی تفکیک می کند دیموکراسی نظام سیا سی است که رهنمای عمل آن قانون است و مردم واضع قانون در دیموکراسی ها هستند .                                                                                   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بنا برین،ما در دیموکراسی سه مرجع برای قدرت سیا سی داردیم :مرجع اول قدرت مردم است،مرجع دوم قدرت قانون است،و مرجع سوم حکومت است که به نما یندگی از مردم مطابق به قانون عمل می کند در علم سیاست اصطلاحی وجود دارد که می گوید (مردم خود را مقید به قانون می سازند تا آزاد زندگی کند )این اصطلاح در جلوه نخست یک پارادوکس و یا تناقص به نظر می رسد که مگر انقیاد قانون باعث سلب آزادی نمی شود ؟اما معنای عمیق تر این اصطلاح این است که قانون یک قرارداد اجتماعی برای آزاد زیستن است .         انقیاد در برابر قانون تصور تقدس قانون را نیز خلق کرده است . اکثراٌچنین تعبیر می شود که قانون پدیده ای دور از شرایط زمان و مکان است که این یک تصور کاملاََ باطل است . قوانین همه متکی به زمینه های مکانی و زمانی خویش اند. قوانین بر حسب شرایط و مقتضیات اجتماعی و سیاسی واقتصادی و فرهنگی جوامع وضع شده و با تغیر این شرایط ومقتضیات قوانین نیز جبراباید تغیر کنند.تطبیق قوانین کهنه که مطابق به شرایط و مقتظیات کهنهٌ جامعه باشند،نه تنها جوابگوی حل مشکلات جامعه نبوده بلکه به مشکلات جامعه افزوده و اکثراٌ باعث عکس العمل های شدید اجتماعی نیز می شوند .                  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مردم با آن قوانینی زندگی می کنند که خود آنها را وضع می کنند و قواننی توسط مردم وضع می شوند که جوابگوی نیازهای زمان مردم باشند . البته قابل دقت است که تنها در دیموکراسی ها مردم حق وضع قوانین را دارند و در رژیم های دیکتا توری واستبدادی مردم از وضع قوانین محروم اند .در رژیم های اسبتدادی قانون عبارت از اراده افرادی است که بر مردم حکومت می کنند . به همین دلیل اطاعت مردم از قانون در این رژیم ها به مفهوم اطاعت از ارادهٌ خواست ها ،امیال و قدرت مطلقهٌ افراد است .تفکیک دیموکراسی از دیکتاتوری تنها با مطالعهٌ نقش و جایگاه مردم در حکومت میسر می گردد. دیموکراسی تنها برای این موفق ترین رژیم سیاسی جهان نیست که از قوانین عالی پیروی می کند، بلکه موفقیت دیموکراسی با تابعیت آن از ارادهً مردم است . چون گفته شد که دیموکراسی از مردم است،دیموکراسی برای مردم است و دیموکراسی توسط مردم به اجرا در می آید مزیت دیموکراسی در این است که مردم واضع قوانین اند و اگر مردم واضع قوانین نباشد، حکومت نه از مردم بوده می تواند و نه برای مردم خدمت کرده می تواند .گفته شد که قوانین مطابق به نیازمندی های زمان وضع می گردند.جامعهٌ مدنی نیازهای دارد که جوامع ماقبل آن هیچگونه درکی از این نیازها نداشت . به همین دلیل،قوانین تابع یک حرکتی است که آن را کا نتینیوم می گویند.به طور مثال ما برای رسیدن به شماره صد نا ناگزیریم که از شمردن 1و2 آغازکنیم و بالاخره به 99و100 برسیم اما توجه گردد که شماره 1 ، 100نیست ،اما برای رسیدن به 100ما جبراٌ باید از 1 آغاز کنیم .به عبارتی دیگر شماره عبارت از 1 به علاوه99 است. شمارهٌ100ضرورتاٌ شماره1 نیست،اما بدون شمارهٌ1رسیدن به شمارهٌ100ناممکن است . این حرکت را کانتینیوم می گویند . بر اساس کا نتینیوم ما اگر ریشه های قوانین مدرن را پیگیری کنیم،بالاخره به ابتدایی ترین قوانین در جوامع بشری خواهیم رسید .یعنی قوانین امروزی ضرورتاً همان قوانین بدوی نیستند اما برای رسیدن بدین قوانین مدرن جوامعه بشری ناگزیر بود که از همان قوانین بدوی آغاز کند . به طور مثال ماگنا کارتا یا منشور بزرگ سندی است که میان شاه جون و بارون ها یا فیودال های انگلند درسال 1215میلادی به امضا رسید .این سند سنگ تهداب حکومت های مبتنی بر قانون اسا سی پذیرفته شده است.در این سند شاه جون تعهد سپرده بود که حق ندارد بدون مشوره و رضایت بارون ها به ازدیاد مالیات بپردازد.بعداٌ این ماده به گونه ای تغیر شکل داد که بدون رضایت مجمعی که نمایندگی از مردم می کند،هیچ قانونی وضع نشده و هیچ ما لیاتی اضا فه شده نمی تواند .                                      &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به همین ترتیب قرن ها گذ شت تا این حق به مردمان معمولی داده شد و در سال 1688میلادی بعد از شاهی مشروطه در انگلند اولین پارلمان ایجاد گردید که در آن حق قانونگذاری برای مردم داده شد. این مثال نشان می دهد که پارلمان های کنونی هیچگونه مشابهت به حق بارون ها در ماگنا کارتا ندارد،اما مردمان انگلند برای رسیدن به نظام پارلمانی کنونی ناگزیر بودند که از مرحلهٌ ماگنا کارتا بگذرند.        &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حرکت کانتینیوم نشان می دهد که قوانین تابع حرکت تکاملی اند و هیچ قانونی را در جهان سراغ نداریم که در جریان تکامل خود از خصیصه های سیاسی،اجتماعی،محلی ، محیطی،فرهنگی،اقتصادی ومذهبی جوامع مطا بق به شرایط زمانی خاص متا ثر نشوند.ما قانون بدون زمان نداریم،قانون بدون مکان وجود ندارد و قانون در جامعه ای مورد احترام قرار می گیرد که مطابق به شرایط زندگی و متاثر از خصوصیات روانی،فرهنگی،سیاسی ،مذهبی و اقتصادی جامعه باشد . قانون مطابق به روحیه جامعه است. در جامعه قبیلوی ما شاهد قوانین خشن هستیم و این خشونت حتا در قوانین جزایی این جامعه نیز به ملاحظه می رسد . هر قدر جامعه به طرف تمدن می رود، به همان اندازه خشونت از قانون زدوده می شود.امروز در اکثر جوامع متمدن و پیشرفته قانون اعدام را لغو کرده اند .                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;قوانین با زمان و تکامل خلق می شوند و با زمان و تکامل تغیر شکل می دهد اما رابطه دیموکراسی با قانون مساله حکومت قانون را در جوامع بشری مطرح کرد . دیموکراسی مرجعیت قانون را تغیر داد. قبل از دیموکراسی قوانین تابع افرادی بود که در راس هرم قدرت های سیاسی و اقتصادی واجتماعی و مذهبی قرار داشتند .این قوانین منافع و امتیاز طبقات حاکمه را حفظ می کردند. ممثل ارادهٌ همین طبقات نیز بودند. قابل تعجب نیست که فیلیسوف بزرگی چون ارسطو بردگی را در درون جامعه می پذیرد و حتا برده ها را ابزار کار لقب می دهد . اما بعد از دوهزار و پنچصد سال است که ما امروز به بردگی با چشم کراهت می بینیم و این پدیده را در درون جامعه معلول مناسبات غیر عادلانه وضد انسانی می انگاریم.  اما دیموکراسی امروز مردم را مرجع قانونگذاری می داند. این مردم اند که باید بر اساس شرایط زندگی و بنابر خصوصیات مذهبی،فرهنگی،سیاسی،اجتماعی ،و اقتصادی قوانین کشور خود را وضع کنند.تنها قوانین که توسط مردم وضع می گردند می توانند که حقوق و آزادی های مردم را حفاضت کنند پس دیموکراسی یا حکومتی که بر مبنای قانون فعالیت کند تنها به مهفوم یک شیوه زمامداری نیست بلکه دیموکراسی فرصتی است که مردم با اراده خود بر سرنوشت حقوق و آزادی های خود نظارت می کنند. زمامداردر دیموکراسی مطابق به قانون انتخاب می شود . مطابق به قانون حکومت می کند و مطابق به قانون جوابده اعمال خود در برابر مردم است .اینجا ست که مهفوم واقعی قانون را درک می کنیم که قانون عبارت از اراده دستجمعی مردم است که به شکل یک سند مکتوب شرایط زندگی مردم شرایط حکمروایی و شرایط  رابطه حکومت و جامعه را تعین می کند. قانون پادزهرانارشیزم در جامعه است قانون محور قدرت واقعی مردم است و قانون معیار قدرت، ملاک اعمال قدرت و مرجع تفویض قدرت نیز است. بزرگ ترین دستاورد دیموکراسی این است که قانون اساسی دیموکراتیک، مردم را معیار قدرت، ملاک اعمال قدرت و مرجع تفویض قدرت می داند .مردم می توانند از قانونمداری بهره ببرند و از آزادی ها ،حقوق و مصوونیت های قانونی بر خورداربا شند که قانون را شان وضع کنند .برعکس مردمی از هرگونه آزادی وحقوق و مصوونیت قانونی بی بهره اند که ازقوانینی تابعیت می کنند که ممثل اراده افراد است. پس مساله آزادی و حق  مساله مصوونیت قانونی مساله ایست که پیوند عمیق با نقش مردم در قانونگذاری دارد. مردمی که حق قانونگذاری را ندارند. مردمی اند که اراده از آنها سلب شده است و حقوق و آزادی های آنها دستخوش امتیازات و منافع یک گروه قلیل افراد است. مردم افغانستان با تاسف از جمله مردمانی است که در طول تاریخ سیا سی خود نه تنها سلب اراده شده و از تمام حقوق و آزادی های خود بی بهره بوده بلکه از حق تعیین  سرنوشت ملی  وسیاسی  نیز  محروم بوده اند سیر تکامل قانون در کشورما حالت تناوبی داشته و ما مراحلی رادر تاریخ سیاسی کشور شاهدیم که هر گونه تمایل به سوی وضع قوانین مدنی برای دادن آزادی ها وحقوق برای مردم از جانب قشرسنتی تحت عنوان دفاع از شریعت با شکست مواجه شده است .بدین علت ما نوبت های رشد خرافی ترین و استبدادی ترین گرایشات را درتکامل قانون کشور نیز داریم .                                        &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعصی از ملایان قندهار پس ازعکس العمل شدید در برابر گرایشات امیرامان الله به طرف اصلاحات مدنی وآوردن نورم های مدنی درکشور این پیشنهادات رابرای شاه ارایه داشتند :                            &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;(نکاح صغیرجایزاست،زن باید درخانه تحصیل کند،ملا وقاضی در محاکم مامورین شامل اعضای محکمه باشندّ،در مدارس قبل از نحصیل السنهٌ خارحی شرح عقاید و دینیات خوانده شود،محتسب به احتساب پردازد ،امور ملا و موذن مساجد تنظیم گردد،آزادی فردی عبارت از آزادی در امور شخصی است نه در سیاست و مذهب و دیانت، ازدواج یک مرد با چهار زن درست است،زنان دست روی خود می پوشند و موی خود کوتاه نمی کنند در تدریس ملاها شهادت نامه خواسته نمی شود، توزیع تذکره نفوس منع، در هر حکومتی یک نفر ملا محتسب مقرر گردد،زنان برقع خواهند پوشید،نظامیان مرید شده و مرشید گرفته می توانند،مکتب و انجمن حمایت از نسوان تا تسیس مجلس اعیان ووکلا معطل است.)   اینها همه ماده هایی اند که باید در کشور صبغه قانونی می گرفتند و این وضعیت قانون کشور در تقریباٌ یک قرن قبل است اما همین قشر سنتی بعد از تقریباٌ یک قرن در چوکات امارت اسلامی طالبان تمام خواست های یک قرن قبل خویشرا بر مردم افغانستان تطبیق کردند.این حالت نشان می دهد که ما تا کنون نیزبحران قانون در کشور داریم وحرکت تکامل قوانین  درکشور ما بالاخره منجر به تشکیل امارات اسلامی طالبان گردید وقوانین این رژیم قهقرایی تمام حقوق و آزادی های مردم را سلب کرد و با تاٌسف که این ضدیت با تمدن و آزادی ها و حقوق مردم همه به نام شریعت و اسلام به عمل آمد. و ما در طول تاریخ تکامل قانون در افغانستان هیچ قانونی نداشته ایم که مخالف اسلام بوده باشد، اما ملاهایی داشته ایم که اسلام را موافق با قوانین مدنی ندیده اند و گنجانیدن قوانین مدنی را در قانون اساسی کشور ضدیت با اسلام اعلان داشته اند.این نوع برخورد مذهبی با قانون روحیه ای را در کشور ایجاد کرده که به قانون و به ویژه به قوانین مدنی با وحشت وحساسیت مذهبی نگریسته شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما درافغانستان در جوار قانون وحشت از قانون نیز داشته ایم .وضع قوانین مدنی در کشور ما همیشه یک پدیدهٌ وحشت انگیز بوده واین حالت روانی باعث گردیده است که ازیک جانب ارزش های مدنی و نورم های مدنی در کشور از حفاظت قانونی محروم بمانند و از جانب دیگر نقش مردم در قانونگذاری هرگز مطرح نگردد.               تکامل قانون درافغانستان تحت فشار های گونه گون بوده واین فشار ها باعث گردیده اند که سیر تکامل قانونمداری درافغانستان بسیار بطی باشد.حکومت های استبدادی در راس قدرت سیاسی جامعه وسنت گرایان افراطی درنهاد مذهبی جامعه،جامعهٌ افغانی را از ارزش قانونمداری درکشور محروم نگه  می داشت.استبداد سیاسی در حکومت واستبداد مذهبی دردرون جامعه باعث می گردید که هیچگونه زمینه ای برای تکامل قانونمداری در کشور مساعد نگردد.دههٌ قانون اساسی در دوران سلطنت محمدظاهرشاه یکی از آن دوره های نوبتی تکامل قانون درکشوربود که با تاسف این مرحله بازهم با عکس المل شدیدمواجه  گردید که عناصردرون درباری وگروه های ارتجاعی همه دربرابراین مرحله عکس العمل نشان دادند و این گرایش مثبت به جانب قانونمداری را در کشور با شکست مواجه ساختند.                                &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;گفته شد که قانونمداری یگانه راه برای نظارت مردم بر حکومت تصامیم وفعالیت های آن است. دیموکراسی ها براین مبنای فکری زندگی میکنند که مردم از طریق آزادی سیاسی و ازطریق فرستادن نمایندگان شان در قوهٌ مقننه قادر می شوند که برای اقتصاد جامعه نیز جهت های را معین کنند که برای رفاه اجتماعی آنها مفید باشد. پس صلاحیت مردم درقانونگذاری تنها متضمن عدالت سیاسی نیست بلکه راهی معقول برای عدالت اجتماعی نیز است.مردم به عنوان مرجع قانونگذاری حا فظ آزادی هاوحقوق خویش نیزاند. اما در افغانستان شبکه های مختلف قدرت وجود دارد که مانع تبدیل شدن مردم به مرجع قانونگذاری می شود.شبکهً اول قدرت عبارت از گروه هایی اند که هنوزبر مبنای قانون خشونت زندگی می کنند وتمایل مطلق برای کسب قدرت سیاسی از طریق نیروی نظامی دارند. شبکه دوم قدرت عبارت از قشر مولوی عمرها وامثال اینها است که یکی از هرم های قدرت را در کشوردراختیار دارند.این قشر حد اقل از زمان امیرامان الله خان تا شرایط کنونی هم با قدرتمندان معامله سیاسی کرده اند وحتاخطرناک ترین توطیه های خارجی از طریق همین قشر در افغانستان تطبیق شده و از همه با اهمیت ترکه این قشر شدیداً تمایل برای غصب قدرت سیاسی نیز داشته است. این قشرازمذهب چون آلهً فشار بر حکومت استفاده می کند .رشد نورم های مدنی و مطرح شدن آزادی ها وحقوق مدنی هیچ کدام مخالف بااسلام نیست،اما موقف اجتماعی وامتیازات این قشر را با خطر مواجه می سازد. افراد این قشربرخلاف دستور قران به طور آشکارآیات قران را می فروشند و از این طریق موقعیتی در جامعه برای خویش به دست می آورند.رشد نهادهای مدنی حقوق و آزادی های مدنی و داخل شدن ارزش های مدنی فروش آیات قران را نا ممکن می سازد. این است که این قشر با هر چیز معامله می کند و حتا قران را وسیلهً رزق می سازد، اما با رزقش معامله کرده نمی تواند . تمایل این قشربرای انحصارقدرت سیاسی خودش به معنای جنگ منافع مادی آن است که درپوشش مذهبی مطرح می شود .                                               شبکه سوم قدرت ریشه های نظام ملوک الطوایفی است که جلو رشد ریشه های حکومت مرکزی را میگیرند واین نظام به نحوی از استقلال محلی برخورداراست.نظام ملوک الطوایفی خودش یکی از عوامل فشاربر علیه گسترش قدرت قانونی حکومت درسرتاسرکشوراست.قدرت قانون در آن است اما قانونمداری در افغانستان با چالیش های بزرگی روبرو بوده که گروه های مختلف قانون را مطابق به ارادهٌ خویش به کار برده اند وخود را از نفوذ قانون مستثنا دانسته اند.تعدد وتکثر شبکه های خودمختار قدرت در درون جامعهٌ افغانی باعث آن شده است که مردم نتوانند داخل پروسه سیاسی شوند و این عمل موقف مردم را در دفاع از قانونمداری و حکومت تقویت کند  قانون شکنی به نام حاکمان،قانون شکنی به نام مذهب و قانون شکنی برای خود مختاری های محلی تجزیه سیاسی را بر کشور تحمیل نموده و سیرتکامل قانونمداری را در کشور شکننده ساخته است .      بنابرین مشکل عمده برای اینکه مردم افغانستان به مرجع قانون تبدیل شوند تنها استبداد در قدرت سیاسی نیست بلکه مستبدان مذهبی وقدرتمداران محلی نیز رقیبان بزرگ برای حق مردم در قانونگذاری اند.     &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ما حتا شاهد نظریاتی در مورد نقش مردم برای وضع قوانین هستیم که شاید در تاریخ جهان اینگونه مخالفت علنی با مردم نشده باشد و مردم را با محروم ساختن از حق قانونگذاری از نظارت برحکومت و زمامداری سیاسی نیز محروم ساخته باشد. به طور مثال خوب است نظر جناب آیت الله محسنی را که یک ملای جید و نامداردرکشوراست در این زمینه ذکر کنم : ایشان چند سال پیش جزوه ای را به نشر    سپرده اند به نام ((راه ترقی ما )) ایشان خیلی صادقانه چنین می نویسند:                                    &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body&gt;&lt;FONT size=3&gt;من این کتاب را برای ترقی کشور و مردم نوشته ام ... هدف این کتاب حرکت سریع جامعه ما بسوی ترقی است (11)   ایشان برای خواننده توصیه خیلی عالمانه ای نیز کرده اند:                                 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی گویم مطالب این کتاب را به تقلید کور کورانه بپذیر و عمل کن بلکه می گویم با کمال دقت و انصاف آن را مطالعه کن و به عقل خود رجوع کن و قضاوت نهایی با خودت باشد. )                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;من دیگر نصایح جناب اقای محسنی را همه به جا آوردم و اما قضاوت نهایی را با دوستان و مردم در میان می گذارم چون تفکر و به ویژه تفکر سیاسی یک امر اجتماعی است و سخن سیاسی به سرنوشت همه جامعه تعلق می گیرد و قضاوت بر این سخن نیز باید همگانی شود . یا به عبارت مشهور وقتی سخن گفته شد زان پس به دیگری تعلق دارد. شرط اساسی ترقی قانون است چون قانون با پذیرش  ظا بطه های مذهبی  سیاسی ،فرهنگی ،اجتماعی، اقتصادی و روانی یک جامعه خطوطی را برای ترقی تعیین می کند که ترقی توزان را در نهاد های سیاسی،اجتماعی،فرهگی، و اقتصادی و مذهبی جامعه بر هم نزند. قانون مثل سیاست یک پدیده اجتماعی است و اگر این پدیده به دست افراد افتاد منافع،علایق،  امیال،افکار،تعصبات و ارادهً این افراد در قانون تبارز می یابد و جامعه در واقع به نام قانون درانقیاد چند فرد قرار می گیرد پس آغاز ترقی تفویض حق قانونگذاری برای مردم است. مردم باید قانون وضع کنند و مردم ازطریق قوانینی که خود وضع می کنند به نظارت بر حکومت کنندگان می پردازند بر فعا لیت ها و تصامیم آنها نظارت می کنند و از طریق همین قوانین حقوق و آزادی های خویش را نیز حفاظت نموده و زمینه های ترقی و رفاه اقتصادی را برای شان مهیا می سازند. وقتی مردم قانون را وضع کنند هیچ کسی نمی تواند که مافوق قانون باشد و یا بر خلاف قانون عمل کند. بزرگ ترین دستاورد جوامع مترقی کنونی قانونمداری در این کشورها ست .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;جناب آقای محسنی در این جزوه می نویسند:            &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;(به نظر نگارنده یکی از عوامل ترقی غرب و پسمانی شرق این است که در غرب حکومت ها از آرای عمومی ملت ها می ترسند و در شرق ملت ها از حکومت ها می ترسند.)  (12)                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;این حرف خیلی ها زیباست اما اندکی به گشایش ضرورت دارد. باید این سوال مطرح گردد که چرا حکومت های غربی از آرای ملت های شان می تر سند؟ چون آرای ملت مرجع تعیین کنندهً قدرت برای زمامداران غربی است.        &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;این زمامداران از این می ترسند که اگر آرای ملت بر ضد آنها تبدیل شد آنها در واقع قدرت خویش را از دست می دهند .اما سوال دیگری مطرح می شودکه چه چیزی برای آرای ملت های غربی  این قدرت  تعیین کننده را داده است ؟جواب روشن است که قانون ،و اما کی قانون را وضع  کرده است ؟ باز هم جواب روشن است که مردم .پس در کشور های غربی مردم هم قانون را وضع می کنند مردم هم زمامدارن را با  راًی خود انتخاب می کنند و مردم این حق را نیز دارند که با راًی خود زمامدار را از قدرت خلع ید کنند پس مرجع اساسی قدرت  مردم در غرب  قانون  و مرجع وضع کننده قانون مردم است . به همین علت است که زمامداران از آرای ملت می تر سند و مطابق به قانونی حکومت می کنند که مردم آن را وضع کرده اند .این است که حکومت ها در غرب  خادم مردم اند و این موقف حکومت را  قانون تعیین کرده و باز هم روشن است که مردم قانون را تعیین کرده اند.        اما در شرق قانون عبارت از اراده زمامداراست و حکومت مرجع اقتدار زمامدار و قدرت های سیاسی،نظامی،پولیسی، و اقتصادی دولت عوامل تطبیق کردن شدیدترین استبداد بر مردم اند . مردم نه حق قانونگذاری را دارند و نه قانون حق نظارت بر حکومت را برای مردم می دهد. قانون چیزی را می گوید که منافع قدرت،موقعیت و امتیازات زمامداران را حفظ کند. قانون در شرق حافظ حقوق و آزادی های مردم نیست بلکه وسیله ای برای سرکوب آزادی ها و از بین بردن حقوق مردم است .اینجاست که در شرق حرف اول و آخر را زمامدار می زند، حال اینکه برخلاف در غرب حرف آخر را مردم می زنند. در شرق زمامداران قدرت های مطلقه اند و در برابر این قدرت ها نه آوازی بلند شده می تواند و نه سخنی زده می شود .مخالفت در برابر این قدرت های مطلقه مرگ است.این قدرت های مطلقه قانون مرگ برای ملت اند؛چون هر قدرت مطلقه تنها بر مبنای خشونت و ترور زندگی کرده می تواند.اینست که مردم در شرق ازحکومت می ترسند؛چون دراین کشور ها مردم از حق قانونگذاری محروم اند و قانون به نفعی کسی یا کسانی وضع می شود که قدرت را در دست دارتد.  کشور های غربی بدین افتخار خویش آگاه اند و دیموکراسی را حکومت قانون می دانند . حکومت قانون را حکومت مردم می گویند ؛ چون قانون در دیموکراسی به نفع مردم است. اما در رژیم های استبدادی شرقی قانون به نفع شبکه های مختلف قدرت های مطلقه اند . اما جناب آقای محسنی حرفی دیگری دارند که خیلی ها تکان دهنده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body&gt;&lt;FONT size=3&gt;  ایشان می گویند که از کلمات قانونگذاری و قانونگذار وحشت دارند.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;    عبارات ایشان  جنین  است : ((من از کلمه تقنین و مقنن به عنوان یک مسلمان وحشت دارم )) (13)          ودر صفحه بعد با صراحت بیان می دارند که :                                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;(( نماینده های مجلس حق قانونگذاری را ندارند))   (14)                                              &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اینست نمونه ای از بحران قانون در کشور ما که شاید در نوع خود در تاریخ جهان اینگونه نظر منفی در مورد حق مردم در قانونگذاری ابراز نشده باشد. در درون کشور ما از کلمه تقنین  و مقنن به عنوان مسلمان وحشت می شود و مردم را حق قانونگذاری نمی دهند و اما چرا درکشور ما اینطور حساسیت بر علیه حق قانونگذاری مردم وجود دارند؟جواب آقای محسنی این است که:  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body&gt;&lt;FONT size=3&gt;((وضع قانون تنها مربوط خداوند است)) (15)                  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;خوب است موضوع انکشاف داده شود: ما امروز در شرایط و زمانی زندگی می کنیم که بعد از رحلت حضرت پیغمبر(ص) رابطه مستقیم خداوند با ما قطع است و ما با مسایل نوینی روبه رو هستیم که همه ناشی از زندگی معاصر است و برای هر کدام باید با عقل خویش قانونگذاری کنیم. مثلا آزادی مطبوعات. این یکی از مسایل جدید در عصر حاضر است.مردم نتها حق دارند که آزاد بیند یشند بلکه باید آزاد بنویسند و آزادانه به چاب نیز برسانند و مطبوعات آزاد با اهمیت ترین وسیله برای تبارز آرا  و افکار مردم است. ما در جهان معاصر کنونی در برابر واقعیتی به نام مطبوعات آزاد قرار داریم که یک هزار چهارصد سال قبل اصلا مطرح نبود .آیا به نام مسلمان آزادی مطبوعات را احترام می کنیم و یا مطبوعات آزاد را به نام دفاع از اسلام سرکوب میکنیم؟ آزادی مطبوعات به حسن نیت این فرد و آن فرد تعلق ندارد،باید ضمانت قانونی برای آن خلق گردد.تجربه نشان داده است که آزادی مطبوعات تنها در کشور هایی وجود دارد که مردم حق قانونگذاری را دارند و مردم این آزادی را در قانون برای شان حفاظت کرده اند. دیگردر هیچ کشور جهان آزادی مطبوعات و مطبوعات آزاد را سراغ نداریم .           مثالی دیگر انتخاب زمامدار است. حکومت باید بر اساس رضایت مردم باشد اما را انداختن انتخابات آزاد و عادلانه راه قانونی برای به دست آوردن رضایت مردم است. ما در برابر این پدیدهً جدید در عصرحاضرچه کار می کنیم؟ آیا آن را ضد اسلام می گوییم یا آن را قانوناٌ می پزیریم؟ تنها در دیموکراسی ها مردم حق انتخاب زمامدار را دارند و این حق از طریق گنجانیدن انتخابات در قوانینی ممکن است که مردم خود آنها را وضع کرده باشند. به غیر از قوانین اساسی دیموکراتیک دیگر هیچ قانونی در جهان وجود ندارد که مقامات اساسی حکومت بر اساس انتخاب مردم اشغال شوند و به نمایندگی از مردم فعالیت کنند .                                                &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثالی دیگر جامعه مدنی ویا وجود سازمان ها،احزاب، اجتماعات،اتحادیه ها و غیره نهاد های مدنی است که مستقل از دولت فعالیت می کنند و در عصر معاصروسایل فشار مردم بر حکومت اند. ما به حیث یک مسلمان یرای جامعه مدنی آزادی فعالیت را می دهیم یا خیر؟ آیا جامعه مدنی را ضد اسلام و شریعت می دانیم ویا قبولش می کنیم؟ باز هم تنها قوانین اساسی دیموکراتیک که توسط مردم وضع شده اند، این حق را برای مردم می دهند که مستقل از دولت فعالیت کنند و از طریق سازمان ها ، اتحادیه ها، و اجتماعات مختلف بر دولت فشار بیاورند و نظارت بر اعمال و تصامیم حکومت داشته باشند.هیچ کشور استبدادی جهان آزادی اشتراک دراجتماعات،سازمان ها و اتحادیه هایی را برای مردم نمی دهند که به حیث رقیب دولت پنداشته شوند.         اینها مثال های بسیار محدود اند مه باید برای آنها در عصر حاضرقانون وضع کنیم و این را نیز می دانیم که دیگر بعد از حضرت محمد(ص) پیغمبری نیز نمی آید که خداوند از طریق وحی برای این مسایل در جوامع معاصربرای ما وضع قانون کند. با این حرف هیچ کسی مخالف نیست که تاریخ بشر جنگ حق وآزادی با ظلم و استبداد بوده است . ادیان الهی و پیغمبران الهی همه پاسداران جبهه حق و آزادی اند. مساله حق و آزادی تا کنون مطرح است و اگر در عصر کنونی به نام  خدا(ج) مردم از حق وضع قوانین محروم ساخته شوند، آیا حاکمان مظلق العنان حقوق  و آزادی های مردم را  احترام  خواهند کرد ؟ خوب است که حق قانونگذاری را در مسایل شرعی نیز دنبال کنیم.   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به عنوان مثال در قرآن آمده است که اگر در کشتن کسی عمد نداشته ایم، می توانیم خونبها بپردازیم و اگرتوانمندی پرداختن خونبها را نداشتیم، دو ماه پیاپی روزه بگیریم. این امر در مورد مسلمانان قابل اجرا است .اما در مورد پیروان دیگر ادیان چگونه عمل کنیم؟ به طور مثال ما هندویی را داریم که مرتکب قتل غیر عمدی شده و اما قدرت جبران خساره را ندارد و دو ماه روزه را هم نمی شود که به جبر بر وی تطبیق کرد . گیرم که روزه را بالای هندو به جبر تطبیق کنیم، اما مساله اساسی روزه که تزکیه درونی در برابر گناه بوده و این امری کاملاٌ نفسانی نیز است، چگونه حل خواهد شد؟ آیا انسان حق ندارد که مطابق به شایط عصر و زمان کنونی درمورد قتل غیرعمد به قانونگذاری دست بزند ؟ و تازه قانون تنها مختص به قانون جزا نیست، بلکه قانون شامل تمام عرصه های سیاسی،  اجتماعی،فرهنگی،اقتصادی جامعه نیزمیشود.قانون تنها برای جلوگیری ازمفاسد اجتماعی نیست، بلکه قانون برای ترقی حیات فرهنگی،سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و حقوق مردم نیزاست. قانون تنها جنبه باز دارنده ندارد، بلکه جنبه های عمل کننده و تشویق کننده نیز دارد. قانون تنها عرصه برای امر ونهی شرعی نیست، بلکه اساسی ترین دغدغه قانون حفظ حقوق و آزادی های مردم نیزاست. گیریم  که در قرآن حقوق و آزادی های مردم در تمام عرصه های سیاسی،اقتصادی،  اجتماعی،فرهنگی و مذهبی روشن شده اند، اما چگونه نظام سیاسی ساخته شود که این حقوق و آزادی ها را حفظ کند؟ و آیا ماهیت این نوع نظام سیاسی را قانون تعریف نمی کند؟ واین قانونی که ماهیت حکومت را در عصر معاصرتعریف می کند، آیا قانونی نخواهد بود که توسط مردم وضع می شود؟ واگر از واژه های تقنین و مقنن وحشت شود و به نمایندگان مجلس حق قانونگذاری داده نشود چگونه ممکن است که قانون را از پنچهً افراد و گروه ها و یا اقشارخاص اجتماعی نجات داد و نگذاشت که قانون و سیله ای برای حفظ منافع و امتیازات آنها باشند و جلو ((راه ترقی ما)) را سد کنند؟                                                                                                           &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثلاً جناب آقای محسنی معتقد اند که:                                        &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;«بدبختانه ملایی فقط دوعلامت دارد: لباس سفید و محاسن و به همین مقدار می شود بین مردم صحبت نموده و امام جماعت شد ونمایندگی دین را انجام داد.»   (16)                               &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;اگروضعیت ملایی ونمایندگی از دین چنین اسفباراست،پس با کدام معیارنمایندگان واقعی دین را می توان انتخاب کرد که مطابق به شریعت قانونگذاری کنند؟ حکومت در این عرصه مداخله کند و یا مردم حق انتخاب را در این زمینه داشته باشند؟ و اما هر کاری که کنیم باز هم به عوض خداوند قانونگذاری نکرده ایم؟ بحران قانون در کشور ما نه تنها مانع رشد ترقی،بلکه باعث حفظ خشونت در تمام عرصه های زندگی نیز شده است . مشکل اساسی در عرصه سیاسی کشورهمین خشونت است. اراده های مطلق العنان همیشه انگیزه ای برای تبارزخشونت اند . قانون و قانونمداری گسترش حوزه عقلانی را در روابط اجتماعی انسان ها نشان می دهد. خشونت با قانون مهار می شود و در بی قانونی خشونت به قانون تبدیل می گردد. نبودن قانونمداری تنها خشونت را به اصل سیاسی تبدیل نکرده، بلکه ما خشونت را در مذهب،خشونت را در روابط اجتماعی و خشونت را در فرهنگ خود نیز شاهدیم. رشد خشونت به تقویت انگیزه های ویران کنندهً جامعه کمک می کند و ارزش های اساسی برای زندگی اجتماعی اغماض و تعا ون سازش را از بین می برد .قانون مرجع آزادی مردم است و قدرت مردم در قانون تبارز می یابد.         &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;جامعه افغانی جامعه ای محروم از قانون، جامعه ای بدون اغماض،جامعه ای محروم از تعاون وجامعه ای بیگانه با سازش است. جامعه افغانی جامعه ای مبتنی بر زور و خشونت است:زور گویی،خود محوری،انحصار جویی،تعصب،خصومت،نفاق ،توطیه جویی، دورویی، کینه جویی، قدرت طلبی،استبداد حتا در مذهب،تحجر،انعطاف نا پذیری،رقابت منفی،سنت گرایی،دشمن تراشی،قانون گریزی ،قانون سیتزی، منطق گریزی...افراد گری همه جلوه هایی از خشونت در الگوی های رفتاری جامعه افغانی ا ند؛ و این خشونت در فقدان قانونمداری رشد کرده است. ما حکومت قانون نداشته ایم . مردم ما تا هنوز فرصتی را بد ست نیاورده اند که دست به قانونگذاری بزنند و قوانینی را در کشور وضع کنند که حقوق و آزادی های مردم را حفاظت کنند دیموکراسی راهیست که الگوهای رفتاری خشونت آمیز را در جامعه ما از میان خواهد برد. ما به حکومت قانون نیازمندیم و دیموکراسی این نوع حکومت را ضما نت می کند.                  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=body align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;درمیان سه شبکه قدرت که مانع از حرکت قانونمداری در افغانستان می شوند، شبکه قشرمولوی عمری درکل کشور و امثال این ها در سایر مناطق از جنبه فکری در مخالفت با گنجانیدن آزادی ها و حقوق مدنی مردم در قانون اساسی کشوربرخوردار است و با تاسف که این سنت گرایان افراطی همیشه فکر خود را با هویت اسلامی معرفی می دارند. به علت عکس العمل های شدید این قشر مردم افغانستان نه تنها از قانونمداری و قانونگذاری برای حفظ آزادی ها و حقوق مدنی خویش محروم نشده اند ، بلکه بزرگترین محرومیت، محروم شدن از دین و محروم شدن از اسلامی است که تمدن زا و آزادیخواه است. امروز قرآن بازیچه قرار گرفته است وبه نام دین بر آزادی ها و حقوق مردم حمله می شود . یک قشری ادعای ما لکیت دین را دارد که سخت تشنهً قدرت سیاسی است و دین را ابزاری برای هوا و هوس های خویش تبدیل کرده  اند. ما نه تنها حقوق و آزادی ها بلکه دیانت خویش را نیزدستخوش امیال و اعتقادات یک قشری می بینیم که افراد آن عادت کرده اند که به نام دین به رونق دنیای خویش بپردازد. همه ناصحان خوب اند، اما بدترین راهنما برای جامعه اند . دیگران را به گناهی متهم می کنند که خود از فرق سرتا شصت پا آلوده بدان گناه اند. دیگران را از اشاعه کفر می ترسانند اما خود با شرک مطلق زندگی میکنند بر دین خدا  احراز مالکیت می کنند و با مالکیت دین به آسایش تن می پردازند. دین را اینها  دشمن آزادی ساخته اند، دین اینها دشمن تمدن وترقی و قانون است . دین اینها دشمن حقوق سیاسی مردم است . اینها به نام  اسلام با شخصیت مسلمانان در سرتاسر جهان بازی می کنند.   این است ماهیت کسانی که به نام دین در طول تاریخ در برابر آزادی ها و حقوق مدنی مردم افغانستان دشمن بوده اند و مردم را نه تنها از حق قانونگذاری که حتا از قانون نیزمحروم نگه داشته اند. در کشور ما حکومت قانون دشمنی دارد که به نام خدا و به بهانه قانون شرعی مردم را از بزرگترین مرجع حفظ آزادی، یعنی قانون محروم نگهداشته است. و چه بسا که تنها حکومت قانون را مانع نشده اند بلکه بر اسلام حقیقی نیز روپوش عصبیت قبیلوی را پهن کرده اند. امروز مشکل ما نفهمیدن راه ترقی نیست بلکه کسانی است که در طول تاریخ راه ترقی را به روی ما مسدود کرده اند.    موفق باشید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Jul 2010 10:32:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>  زنان دایکندی: حق مان را می خواهیم </title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;TABLE border=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD width=237&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 175px&quot; class=spip_logos src=&quot;http://www.afghanpen.com/IMG/arton589.jpg&quot; width=200 height=175&gt; &lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=5 face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;  &lt;STRONG&gt;زنان دایکندی: حق مان را می خواهیم&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;SMALL&gt;چهار شنبه 16 دسامبر 2009&lt;/SMALL&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 20px&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;&lt;STRONG&gt;کابل پرس&lt;/STRONG&gt;: زنان در دايکندی با برپایی که يک گردهمایی در شهر نيلی مرکز اين ولايت خواستار برخورداری از حقوق شان شدند. در اين گردهمایی که با همکاری شهرداری دايکندی، نمایندگی کميسیون مستقل حقوق بشر در دايکندی، انجمن جوانان دایکندی، راديو دايکندی و ياناما برگزار شد، بيش از 1500 تن از زنان اين ولايت جمع شده و راهپيمایی آرامی را نيز به منظور حمایت از محو خشونت علیه زنان برپا کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;دايکندی شاید فقير ترين ولايت افغانستان باشد که درست در مرکز کشور قرار دارد. اين ولايت و مردم آن از قربانيان اصلی تبعيض در رژيم حامد کرزی می باشند. در اين ولايت تقريبا هيچ توجهی به بازسازی نمی شود و از راه، آب سالم آشاميدنی، برق، شفاخانه و مکتب مجهز محروم می باشد. بودجه های رياست های مختلف اين ولايت مانند رياست کشاورزی يا زراعت نيز بسیار کم می باشد، بصورتی که حتا بودجه ی سالانه ی آن، نيم معاش گزاف دالری مقامات در پايتخت نيست. علی رغم همه ی فقط و تبعيضی که عليه مردم اين ولايت وجود دارد، آنان بصورت خودجوش در فعالیت های مختلف شرکت می کنند. زنان و مردان برای بدست آوردن حقوق خود، بارها بصورت مدنی دست به اعتراض زده اند. دانش آموزان دايکندی علی رغم نبود امکانات، پس از دانش آموزان باميان، کسانی بودند که بيشترین قبولی را در آزمون ورودی دانشگاه های افغانستان داشتند. تنها زن در افغانستان، در ولايت دايکندی ست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;زنان دايکندی، روز شنبه دوازدهم ماه دسامبر سال روان گردهمایی و راهپيمایی خود را برای محو خشونت علیه زنان برگزار کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;آنان در اين گردهمایی و راهپيمایی بيانيه ای را نيز صادر کردند که در آن ضمن تاکيد بر خواست حقوق شان، از دولت خواسته اند که برای احقاق حقوق زنان افغانستان تلاش کند. در اين بیانيه خريد و فروش و قاچاق زنان و کودکان نيز به شدت محکوم شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;زنان دایکندی از افزايش نیروهای آمريکایی در افغانستان استقبال کرده اند و آن را باعث امنيت شهروندان افغانستان بويژه زنان دانسته اند. در همين حال در بخش ديگری از بيانيه ی خود آورده اند که نيروهای بين المللی باید در حملات خود، کودکان و زنان و سایر غير نظامیان را هدف قرار ندهند. &lt;SPAN class=&quot;spip_document_223 spip_documents spip_documents_center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.afghanpen.com/IMG/jpg/nili2-ea5c0.jpg&quot; width=500 height=375&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=&quot;spip_document_224 spip_documents spip_documents_center&quot;&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.afghanpen.com/IMG/jpg/nili1-aba9e.jpg&quot; width=500 height=375&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=&quot;spip_document_226 spip_documents spip_documents_center&quot;&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.afghanpen.com/IMG/jpg/nili4-43d9f-2.jpg&quot; width=500 height=333&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN class=&quot;spip_document_227 spip_documents spip_documents_center&quot;&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.afghanpen.com/IMG/jpg/nili5-e9b07.jpg&quot; width=500 height=333&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2 face=Tahoma&gt;منبع: کابل پرس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Jul 2010 13:02:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدای پای مهاجر بگوش ما می رسد</title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     صدای پای مهاجر بگوش ما می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     صدای شیون وناله زهر کجا می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     بگوش باش وشنو ناله های پیره زنی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     فغان وناله ی او ازهمه جدا می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     یکی زدست  کتک هم، یکی ز ضرب چماق&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     کبود چهره وخسته  زگرد راه  می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     یکی تمام  حیاتش برفته  در تاراج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     گرسنه  و لب تشنه،  به سوی ما می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     یکی ز زخم زبان  دردها بدل  دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     دلی شکسته و محزون و بی نوا می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     یکی است پینه بدستان، زکاری بس دشوار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     چه دست خالی و بی مزد و بی بها می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     بجای لطف ومروت &quot; کثافتش&quot; گویند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     زآدم های بد اندیش ببین چیها می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      نگربه بی  مروتی میزبان  با مهمان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      بجای لطف زایشان چه ناسزامی رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      شعارها مسلمانی اند عمل چو فرعونی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      ظلم و جوری که برشاه وهرگدا می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     دوسه دهه نشنیدند بغیر زخم  زبان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     با کوله باری غم ودرد وغصه ها می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     خدا خودش گواه است بحال مردم ما &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                     برای داد خواهی ز حقش خدا، جدا می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      بهاری ها همه گشتند خزانی از غم و رنج &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      به گلستان وطنم خزانی ها می رسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                      دوچشم خسته  من تا سحرندارد خواب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                       به گوش شاعرخسته  خدا خدا می رسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#3300ff&gt;                                                رمضانعلی محمودی&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jun 2010 12:48:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داد و عکسی که جهان را تکان جان عکاسش را گرفت</title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;WORD-SPACING: 0px; FONT: medium &apos;Times New Roman&apos;; TEXT-TRANSFORM: none; COLOR: rgb(0,0,0); TEXT-INDENT: 0px; WHITE-SPACE: normal; LETTER-SPACING: normal; BORDER-COLLAPSE: separate; WIDOWS: 2; ORPHANS: 2; webkit-border-horizontal-spacing: 0px; webkit-border-vertical-spacing: 0px; webkit-text-decorations-in-effect: none; webkit-text-size-adjust: auto; webkit-text-stroke-width: 0px&quot;&gt;&lt;SPAN class=Apple-style-span style=&quot;FONT-SIZE: 12px; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 437px; HEIGHT: 289px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://quetta.webphoto.ir/photos/qu922966.jpg&quot; border=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;    &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;SPAN class=Apple-converted-space&gt; &lt;/SPAN&gt;در سالهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴م. آفریقا در اوج قحطی و گرسنگی بسر میبرد. در این سالها دهها هزار آفریقایی از گرسنگی مرده بودند. قحطی در هر ساعت تقریبا جان ۲۰ نفر را می گرفت. ساکنین مظلوم آفریقا در حالیکه چشمان منتظر شان راه کمک های تمام بشریت را می دیدند، از بی غذایی تلف می شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;    در این زمان کوین کارتر عکاس متولد ژوهانسبورگ - آفریقای جنوبی به اتفاق دختر خوانده اش &quot;سیلوا&quot; برای عکس برداری و تهیه خبر از کشور قحطی زده سودان راهی آن کشور شدند. کارتر، که قبل از این از ماجراهای نژاد پرستانه کشورش عکس های جالب گرفته بود، امیدوار بود که با فرستادن عکس هایش از سودان توجه جامعه جهانی را برای کمک به این سرزمین آدم خوار &quot;آفریقا&quot; جلب کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     وی در یکی از روزهای که در نزدیکی یکی از دهکده  های سودان جنوبی &quot;آیود&quot; خسته از مشاهده جماعتی، که از گرسنگی تلف میشدند به بوته زاری پناه برد. در آنجا ناله های دخترک نحیفی را شنید، که تلاش میکرد خود را به یکی از مراکز توزیع مواد غذایی سازمان ملل، که در یک کیلومتری آنجا بود برساند. درهمین اثنا لاشخوری در فاصله ۲۰ متری دخترک استخوانی به انتظار مرگش بر زمین نشست. کارتر، که شاهد این صحنه بود به علاوه گرفتن عکسی، کامره عکاسی اش را در حالیکه سعی می کرد پرنده را فراری ندهد آماده عکس گرفتن میکرد. به گفته خودش ۲۰ دقیقه مکمل انتظار کشید، که شاید لاشخور بالهایش را باز کرده و دخترک مظلوم را در بین چنگالهایش بگیرد. اما این اتفاق روی نداد. زیرا لاشخور پرواز کرد و دختر به تقلایش ادامه داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     کارتر پس از این حادثه دچار افسردگی و عذاب وجدان شد. وی پس از آن در سایه ی درختی رفت، سیگاری را روشن کرد و با خدایش حرف زد و گریه کرد. وی پس از آن حادثه دیگر نتوانست در سودان آرام بگیرد. وی فقط پس از یک روز اقامت در سودان دوباره به ژوهانسبورگ برگشت. به گفته دخترش: &quot;پدرش بعد از آن ماجرا دچار افسردگی شد و همیشه میگفت، دلش میخواهد مرا در آغوش بفشارد.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     به تاریخ ۲۶ مارچ ۱۹۹۳م. روزنامه نیویارک تایمز عکس هولناک کارتر را، که بعدا بنام &lt;STRONG&gt;دختر بچه سودانی&lt;/STRONG&gt; مشهور شد با یک سرمقاله تکان دهنده در زمینه قحطی و جنگ در سودان در شماره ۳۶ اش به چاپ رساند. و نیز کوتاه زمانی پس از آن توسط روزنامه های بسیاری تجدید چاپ شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     چاپ عکس، عکس العمل های گوناگونی را در پی داشت. خیلی ها کار کارتر را تحسین کردند و خیلی ها هم وی را لاشخوری دومی گفتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     اکثریت از خوانندگان نیویارک تایمز بعد از دیدن آن عکس هولناک، خواهان آگاهی از سرنوشت آن دختر بچه شدند. مردم میخواستند بدانند، که آیا او خود را به محل توزیع غذا رسانیده توانست یا خیر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     گرچه بعد از این حادثه کارتر دوباره به سودان رفت. و نیز سازمان ملل یک تیم مخصوص را تشکیل داد تا از سرنوشت آن دختر بچه آگاهی حاصل نمایند، ولی متاسفانه عاقبت سرنوشت دختر بچه معلوم نشد. کسی ندانست، که او با چه سرنوشی روبرو شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;    به تاریخ ۲ اپریل ۱۹۹۴م. کارتر بخاطر عکس دختر بچه سودانی اش برنده جایزه &quot;پولیترز&quot; شد. نیویارک تایمز که نام وی را پیشنهاد کرده بود، کارتر را به آمریکا برد. کارتر به تاریخ ۲۳ می ۱۹۹۴م. جایزه اش را در دانشگاه کلمبیا گرفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     گرفتن جایزه نتوانست به زندگی اندوهبار کارتر لبخند و خوشحالی هدیه کند. زندگی کارتر دریک بحران عجیبی گرفتار آمده بود. جایزه پولیترز بحث های جدیدی را بر انگیخت. روزنامه های آفریقای جنوبی موفقیت کارتر را شانسی تلقی کردند. برخی وجدان، اخلاق و بشر دوستی او را زیر سوال بردند. روزنامه سن پترزبورگ او را لاشخور دومی صحنه صحنه قلمداد کرد. گرک مارینوویچ پژوهشگر در مقاله ای ابراز عقیده کرده و گفت:&quot; به هر حال روزنامه نگار پیش از آنکه روزنامه نگار باشد، انسان است. و انسان نمی تواند از وظایف نخستین انسانی اش شانه خالی کند.&quot;. تا حتی نانسی لی مسول عکس روزنامه تایمز، که عکس کارتر را چاپ کرده و وی را نامزد جایزه پولیترز نموده بود، نیز به وی گفت:&quot; این دختر بچه چهار یا پنچ کیلو بیشتر وزن ندارد. چگونه توانستی خود را قانع کنی که فقط به وظیفه روزنامه نگاری خود به اندیشی؟ در حالیکه می توانستی او را به مرکز توزیع غذا برسانی.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     در زمانیکه خیل ها از کارتر انتقاد می کردند، کسانی نیز وجود داشتند که از وی حمایت می کردند. عده ای عقیده داشتند، که روزنامه نگار وظیفه مشخصی دارد. هیچ عاملی نباید مانع اجرای آن شود. حتی اگر مجروحی در حال ازبین رفتن در بین موتری درحال سوختن باشد، روزنامه نگار نباید دخالت کند و صحنه دیدنی و دراماتیک آن را ازبین ببرد. روزنامه نگاری اگر مرتکب چنین عمل شود، یک خلاف بزرگ وظیفوی اش را انجام داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     کارتر که از درون شکسته شده بود. این حمایت ها نمی توانست دوای اندوه و افسردگی اش شود. وی گذشته از سوالات دوستان و منتقدین حرفه ای اش، تا حتی نمی توانست به سوالات وجدان خودش پاسخ دهد. چرا کمک نکردی؟ چرا به آرامی از کنارش گذشتی؟ چرا در انتظار تکه و چارچه شدنش توسط لاشخور نشستی؟ اگر کمکش میکردی حتما نجات می یافت... لابد منطقی ترین پاسخی، که کارتر می توانسته به همه این سوالات بدهد، این باید باشد. در آن صورت بهترین صحنه هولناک عکس گرفتن را از دست میدادم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;     کوین کارتر، که بار زندگی برایش هر لحظه سنگینتر و مشقت بار تر می شد.  دیگر نتوانست آنرا تحمل کند. وی ساعت ۹ شب، ۲۹ جولای ۱۹۹۴م. تقریبا یکسال بعد از انتشار عکسش خودکشی کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=3&gt;     عکس کارتر به علاوه آنکه سمبل فقر و گرسنگی آفریقا شد. تمثیلی بر زندگانی کارتر نیز گردید. پرنده لاشخور نمادی از رنجها و تکلیف روحی است، که کارتر را بخاطر سهل انگاری، کمک نکردن به همنوع گرسنه و کسب شهرت به قیمت مرگ یک انسان دیگر از پای در آورد&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 17:54:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گرگ ها ومیش ها</title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=posttitle&gt;&lt;A href=&quot;http://www.quetta.blogfa.com/post-161.aspx&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;شبان خوابست وگرگان میش خوارند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;در آن غفلت گه ی بی نام وبی ننگ!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;زمین سیراب شد از، بارش سرخ!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;اثر جا ماند برآن از نیش و از چنگ!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;چراغ شب بهر سو گشته خاموش!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;زطوفان باد های سرد و بی رحم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;و خیلی مردمان شد، خانه بردوش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;بدنها گشته چون صد پاره از زخم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;شبان خوابست و گرگان میش خوارند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;و کوچک بره ها هم، طعمه گشتند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;در آن صحرای دور افتاده ی سرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;تمام هست و بودش، لقمه گشتند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;به پیش چشم اربابان نامرد!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;فلک شرم است و چشمش خیره مانده!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;برنگ جامه ی سرخ زمینش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;و طوفانها چه وحشت ناک وپنهان!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;نشسته صف به صف اندر کمینش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;شبان خواب است و گرگان میش خوارند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;به لطفی آنکه شاید  بود آرام!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;وجمعی خفته اندر بیشه گرم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;به امید که  فارغ آید از رنج&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;و قوتش چرب باشد بسترش نرم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;ولی امّا! چو گرگان گشنه گردند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;بدنبال شکار دیگری هست!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;چو افتد لقمه ی دیگر به چنگش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;یقین دانید که آنسان محشری هست!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;                                              رمضانعلی محمودی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Jun 2010 11:25:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درجستجوی آنچه حقیقت است </title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;با دورد سلام بی پایان بر شما دوستان وعزیزان و خواندگان وبلاگ حقیقت !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هما نطور که تمام دوستان و عز یزان و بزرگان داغدیده  مردم  چهل با غتوی پشی و سایر دوستان که به نحوه با شهید شریف در ارتباط بوده و یا از ایشان شناخت کامل دارند از جریان قتل فجیع این شهیدان مظلوم کا ملا اطلاع دارند که لازم به توضیع و تفسیر نیست . و همه عزیزان و بزر گان چهل با غتوی پشی و سایر دوستان و عزیزان که از شهید شریف شناخت کامل داشته اند و حتی دوشمنان و مخا لفین این شهیدان تا به حال به این نتیجه رسیده باشند که این شهیدان مظلوم هیچ گاه جنایت کار و قاتل نبوده و نیستند.   اما ما و شما دو ستان به عنوان یک انسان با احساس و با وجدان و محقق در این موضوع که در همه شئونات زندگی شهید محمد شریف با شناخت کامل که از ایشان  داریم و زندگی این شهید مظلوم کاملا به ما و شما دوستان معلوم است . شهید محمد شریف یک   شخصیت انقلابی و با احساس و با عواطف بوده و همواره جهت مدد کاری مستمندان چه در سطح کشور و جه در سطح منطقه در عرصه های مختلف زندگی ایشان دخیل بوده ایم و گام های ارزنده ای را بر میداشت  ما چگونه قضاوت نما ئیم که شخصیت انقلابی  شهید محمد شریف را به عنوان یک قاتل بشنا سیم این یک نا انصافی بزرگ و جفا در حق این شهیدان است .من باوردارم و مطمین هستم و به این نتیجه رسیدم و تمام مردم چهل باغتو نیز به این باور است که این شهیدان کا ملا بیگناه بوده و هیچگونه دخا لت در این حادثه درد ناگ نداشته و ندارد روحش شاد ویادش گرامی باد. اما این شهیدان قربانی جا هلان وجلادان  حکومت وقت شدندکه ناآگاهانه این جوانان رشید را بدون کدام تثبیت جرم به  شها دت رساند آنان که دین را فدای پول مقام و شهرت کردن ودین را وسیله برای بدست آوردن اهداف و جنایت خودش وهم ردیفا نش در منطقه کردن که این جنایت بزرگ را هیچوقت مردم چهل باغتو و پشی فراموش نخواهد کرد . بلی دوستان امروزبعصی ازقدرت مندان چه درداخل منطقه چه درکل افغانستان وچه خارج از مرزهای افغانستان امروز دین را با بحران شدید مواجه سا خته اند:دین به سپر استبداد سیاسی تبدیل شده و ناقضان ارزش های دین همه مدافع دین اند . دین به مرجع جبر تبدیل شده و آزادی دشمن دین و دین دشمن آ زادی پنداشته می شود .و به نام دین  به ظلم وجور پرداخته می شود و رابطئه ایمان و آزادی به نام حفا ظت از دین از بین برده می شود . وحکومت  به نام دین غصب می شود و دین وسیله ای برای حکومت کردن شده است .دین وسیاست یکی اعلان شده و به نام دینی کردن  حکومت از قدرت مطلقه یک گروه دفاع می شود و دین وسیله ای برای تکفیر مخا لفین سیاسی  و تکفیر مذ هبی مقدمه ای برای سرکوب مخا لفین است. و دین آنقدر ضعیف پنداشته می شود که با ید گروهی مدافع آن باشد واز دین با جبر دفاع  شود نه اینکه دین عرصئه ایمان به حقیقت ها و ارشاد الهی برای دفاع از حقیقت ها تلقی شود . به نام خدا حکو مت می شود  اما فرامین خدا (ج) برای حکومت کردن نقض می گردد. عمل دورغ با سخن حق پوشانیده شده  و آیات خداوند برای اجرای خشونت تعبیر می شود . دین حتی به پوشه ای تروریزم تبد یل شده وجهان با دین به وحشت انداخته می شود . با تا سف اینها واقعیت های اند که امروز همه به نام دین زندگی می کند ما در عصری قرار داریم که دین برای تو جیه جهالت به کار برده شده و با جها لت از دین دفاع می شود این عصر عصر خیانت سیا سی به دین است و دین به با زیچه امیال سیاسی تبدیل شده است .عرصئه دین راکه مدعی رهبری بشریت است آنقدر کوجک کرده اند که باید بر خواست ها  امیال برداشت ها و باور ها منا فع موقف اجتماعی و قدرت سیاسی یک گروه قلیل افراد جا معه صحه بگذارد.       دین قشری شده وقشریت بر قدرت سیا سی جامعه تحمیل می شود . مردم بنام  دین از آزادی محروم می شوند به نام شریعت هیچ حقی برای مردم  باقی گذاشته نمی شود و به نام دین حتی حق قانونگذاری نیز از مردم گرفته می شود . به نام اسلام از واژه های تقنین و مقنن وحشت می شود و به نام قوانین الهی بر کلیه ای قوانین مد نی چشم پوشی صورت می گیرد .دین به خدمت دنیا گرفته شده و مقوله ای آخرت از دین بیرون شده است . دین وسیاست یکی شده و قدرت پرستی سیاسی توجیه دینی می شود .استفا ده ابزاری از دین می شود و آیه های قران به شعار های سیاسی تبد یل شده اند . و اصول دین به خدمت اصول سیاسی قرار گرفته وبرای سازش های سیاسی ضرورتی برای رعا یت اصول دین احساس نمی شود .      این تراژیدی برای بی دینان نیست بالکه فا جعه ایست که دینداران واقعی را با بزرگترین چا لش زمان روبرو ساخته است . چرا می خواهند که اصول دین را با اصول سیاست یکی کند ؟در اصول سیاست با عنصر سازش مواجه هستیم اما آیا  در اصول دین نیز سازش پزیری  وجود دارد ؟ به نام دین حق مسلم مردم در نظارت برحکومت و اعمال زمامداران سلب می شود و از همه با اهمت تر این که رابطئه آزادی و ایمان با قدرت استبدادی سیاسی از بین برده می شود ؟ چرا دین برده ای قدرت سیاسی می شود و چرا  به بها نه ای دین حکومت به مرجع استبداد واز بین بردن حقوق و آزادی های مردم تبد یل می گردد؟ ما سیا ستمداران مستبد و از خدا بی خبر داشتیم . اما مولوی عمر ها در کل کشوررهبرهای دینی و هم دستان شان در منطقه چهل باغتو و امثال این ها در سایر مناطق هزاره جات مستبدان عصر جدید اند که به نام انفاذ شریعت وبا شعار حکومت خدا بر زمین خدا بر مردم جور وظلم می کند . این جنبه از شرایط کنونی است که سیاستدانان را نیز حساس می سازد که حداقل به مطا لعه نوع رژیم سیاسی بپردازد که آن را حتی حکومت خدا  لقب می دهند.    آخرین دستاورد بشر در عرصه ای سیاسی دیموکراسی است که آن را حکومت مردم لقب دادند و این نوع رژیم سیاسی است که قدرت های آن را قانون اساسی محدود کرده است و وظیفه ای آن حفظ حقوق و آزادی های مردم است ومردم را مرجع قانونگذاری و و قدرت انتخاب کننده ای زمامدار و مرجع نظارت کننده بر حکومت و فعا لیت های زمامدار نیز می داند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در دیموکراسی حکومت از مردم است و مقا مات دولتی به نما یندگی از مردم اشغال می شوند و این مقامات در برابر هر عمل خویش درنزد مردم جوابده نیز هستند .   اما حکومت خدا چگونه رژیم سیاسی است؟ آیا خدا زمامداران مردم را انتخاب می کند ؟ایا خدا بر حکومت و فعالیت های زمامداران نظارت می کند ؟ وآیا زمامداران حکومت خدا تنها در نزد خدا جوابگو اند و مردم را گله های بدون حق و آزادی می بینند؟ قاقونگذار در حکومت خدا کیست ؟ درست است که ما شریعت کامل داریم اما تا کنون تفسیر کامل از شریعت نداریم .اگر تفسیر از شریعت با زمینه های زمانی و مکانی کامل تر می شود پس آیا نمایندگانی  خدا در حکومت خدا قانونگذار جامعه نیز هستند؟   اگر حکومت دیموکراتیک حافظ حقوق و آزادی های مردم است آیا حکومت خدا نیز خودرا مقید به حفظ حقوق وآزاد های مردم می داند؟ و اساسی ترین سوال در برابر زمامداران حکومت خدا سوال آزادی مذهبی و آزادی ایمان است .آیا زمامداران حکومت خدا بد ین اصل معتقد اند که اقلیت های مذهبی حق سیاسی برای انتخاب زمامداران حکومت خدا دارند یا نه این اقلیت ها به نام های مختلف قتل عام می شوند و در زیر سیطره حکومت خدا باید در مقابل این جاهلان وستمگران مهر سکود برلب زنند .                              پس روشن است که امروز ما بحران دین برای این داریم که بحران سیاسی را نمی توانیم حل کنیم .بدین سوال نمی توانیم پاسخ دهیم که ها حکومت کند و اهدافش چه با شد ؟ و که ها را انتخاب کند و این همه در کدام نظام سیاسی قابل اجرا ست ؟ امروز این تجربه را همه داریم که دین هر قدر سیاسی شود همان قدر اصول های دین دستخوش سازش های سیاسی می شود و دین هر قدر به قدرت سیاسی اتکا کند و قدرت سیاسی هر قد ربه اجبار دینی بپردا زد هما نقدر منطق دینی از پویایی و حالت تهاجمی محروم می شود . دین به آزادی ضرورت دارد و آزادی جلوه ای الهی دین نیز است . دین و جبر ناسازگار اند و ایمان با آزادی قلب ها را فتح می کند .و حکومت خدا دورغی است که به نام خدا گفته می شود  چون این حکومت حکومت یک گروه قلیل افراد جامعه است که به نام خدا اراده ای سیاسی را از مردم سلب می کند و مردم را از هر گونه آزادی و حق محروم می سازند . این افراد  خداوندان دورغ های مذهبی برای مردم اند حکو مت این افراد با دورغ های مذهبی زندگی می کند . وبه نام خدا حکومت کردن و به نام اسلام سخن گفتن و برای اسلام  استبداد کردن و به خاطر اسلام دشمنی کردن و به نام  دفاع  از اسلام  حق کس راگرفتن و آزادی کشی کردن ,و به نام شریعت , جبر و زور وستم را در دین وارد کردن ...اینها همه دورغ های اند که به نام دین گفته می شوند .   این درد را ما  از آن زمانی درک کرده می توانیم که اسلام به سلطنت تبدیل شده ود ین توجیه گر قدرت سلاطین گردید . درد مولانا را به حافظه بیاوریم که داد می زد که  این همه ریش و ستار و اما مغزهای  خا لی دلش به عٌوق آمده ؛ و فریاد حافظ شیرازی تا هنوز زنده است که « توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کند »و یا  « چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کند » این درد  درد تاریخی ما ست . ما در پشت قدرت های سیاسی  استبدادی  کسانی را شاهد یم که شدید تر از هر کس به استبداد عقیده  دارند و به نام دین و شریعت با آزادی و حقوق مردم  مخا لف اند .     اگر امروز دورغ های دینی  از حقایق دینی تفکیک  نشود،تراژیدی سیاسی جوامع اسلامی  ادامه خواهد یافت .اسلا م آزادی را از هیچکسی نمی گیرد و آیات خداوند همه بر آزادی بشر تا کید دارند . خداوند می توانست همه را مسلمان خلق کند . اما آزادی را برای بشر برای انتخاب اسلام داد . خداوند بشر را با قرآن  هدایت کرد ،اما آزادی انتخاب را برای این برای بشر داد که در برابر انتخابش در روز قیامت مسول باشد .  این است که مسلمانان  باید روشنگران عصر باشد ، اما برای هیچکسی به زور و ستم و جبر خلق مسوولیت ایمانی نکنند ؛ چون مسوول نتها کسی است که آزاد باشد .جبر انسان را از مسوولیت تبرئه می کند . مسوول مجبور وجود ندارد چون آزادی است که مسوولیت خلق می کند . هیچکسی به صورت اختصاصی  نایب خداوند در زمین نیست ،اما هر کسی نزد خداوند در آخرت مسوول است چون خداوند بشر را آزاد خلق کرده است .   به نام اسلام انسان های قالبی ساخته نشود که لباسش این طور باشد و ریشش آنطور و دستایش فلان طور پاچه تنباش بالا تر از بجلک پایش باشد و چشمش سرمه باشد و در دستش تسبیح ؛چون اسلام دین قالب شکن در تاریخ بشر است ؛برای اینکه ریش های قالبی دراز و پاین تر از ناف رهبان یهود را ضربه بزند ،اسلام گفته که ریش از یک قبضه بیشتر نباشد ،اما امروز می گویند که ریش کمتر از یک قبضه نباشد .حرف جدی است اسلام می گوید دراز تر نباشد اما اینها می گویند کوتاه تر نبا شد. اینست که قالب شکنی در اسلام را قالب پرستی در اسلام تبدیل کردند .   معجزهً اسلام ،قرآن یا کلام است ،اما اسلام معجزه ای دیگر نیز دارد که قدرت انسان سازی آن است . اسلام انسان های ساخته که در تاریخ بشر نمونه ندارد . مگر حضرت امام علی و اهل بیت اش نمونه های کوچک در تاریخ بشر اند ؟ که هر کدامش نمونه ای برای بشریت است . این است که در جهان معاصر اسلام را با ریش و سرمه و پا چه ای تنبان و تسبیح و فرایض غسل جنابت واستنجا و چگونه درون شدن و بیرون شدن در بیت الخلا پخش کرده نمی توانیم ، بلکه قدرت انسان سازی اسلام را باید با خلق نمودن نمونه های عالی انسانی به اثبات برسانیم . با کمال تاسف ،اسلام فقاهتی در جامعه افغانی ،نمونه ای مولوی عمر ها در کشور و امثالهم در منطقه  این ها در سایر مناطق اش را خلق کرد. بلی دوستان عزیز اما بازم هم متا سفانه بعصی از دوستان بجای که به حقیقت ها توجه نموده وبتواند حرکتهاوهمبستگی را درپیش گیرد متسفانه به فجیع ترین دیدهای منفی وشک میپردازند وهیجگاهی ما نتوانستیم نویشته ویا نمونه ازدوستان بدست بیاوریم که نتیجه گرفته آن را الگوی خود وجامعه خود بسازیم . تشکر&lt;/FONT&gt;                                        &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 May 2010 10:17:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حقیقت هارابخوانید وفریاد زنید </title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;آنچه را باید سالها قبل انجام می دادم اکنون صدای ما بلند است  . خاینان،شیرمردی را ازخوف اینکه ازچهره های منهوس شان افشاگری نشود شهید شریف را ازپای درآوردند  و به اینصورت یکبار دیگر ماهیت ضد مردمی، ضد دموکراسی، مردستیزانه و وحشیانه خود را به نمایش گذاشتند. حرف های شریف به کرسی مینشیند و اینان خود به شهادت رساندن او، حرفهایش را تصدیق نمودند.&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;این چگونه &quot;قضاوت بوده&quot; است که آنانی را که دستان شان تا مرفق به خون بی گناهان آلوده است و در جنایت، سفاکی و ستم پیشگی دست های چنگیز، هلاکو و هتلر را از پشت بسته اند، بر کرسی هایش لمیده و تنها صدای رساوآزادی را خاموش می کنند که برای احقاق حقوق خود و همجنسان و انسان های دربند، کفن به تن نموده بود. جنایتکاران از همان آغاز با غصب حق های توده ای ومردمی به ملت و مردم مظلوم توهین روا داشتند وقتلها کردندوجنایات ها صورت گرفتند  .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;در کجای دنیا رسم بوده است به خاطر افشاگری ازجنایات شان انسانهارا به قتل برسانند ؟ این فقط جانیان بودند که عمر خیانت و بربادی شان را پایان یافته میدیدند لذا با توسل به هزار وسیله نامشروع،  را از آنجا می انجامیدند تا توسن خیانت شان را هر چه سریعتر بدوانند، اما کور خوانده اند. دوستان شریف در همه جا و در هر شرایطی خارچشم کسانی خواهد بود که به این کشور و مردم ستمدیده آن خیانت نموده اند. اکثریت مردم  می دانند که او از سرشت دیگری بودخون بناحق ریخته شده اش اثرخواهد گزاشت، ودوستانش را  در مبارزه بر ضد ستم پیشگان مصمم تر خواهد نمود، اما چرا تصمیم به قتل شریف را گرفتند؟ زیرا او هر لحظه چون خنجری بر دل های شان می نشست. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;خفه کردن صدای شریف ، خفه کردن  صدای عدالت خواهی وخفه کردن دموکراسی و انسانیت است. زمانی پرویز شهریاری گفته بود: &quot;در زمانه ما هر ضربه ای که به یک انسان راستین وارد می شود، در حقیقت ضربه ایست که به تمام بشریت با هر آیین و اندیشه ای بر می گردد.&quot; فلهذا، جنایتکاران تنها او را هدف قرار نداده، بلکه انسانیت را، شرافت را، آزادگی و مظلومیت را هدف گرفته اند. جانوران، &quot;عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند&quot; و این وظیفه ما است که نگذاریم، عشق را تازیانه بزنند. ما باید به دفاع از عشق برخیزیم، اگر ادعای انسانیت و شرافت را با خود یکجا نمایم &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;وصدای آزادی وحق طلبی درهرزمان ریشه مکحمتر خواهد داشت . نابود باد قاتل وجانی جانهای پرارزش&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt; . &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;درشرایط سخت ناگوار و ازهم پاشیده‌گی همه ارزش ها موجودیت و تبارز فرد یا افراد آگاه، جسور، و صادق غنیمت بزرگیست. بهتر از لشکری جاهل، زبون، ریاکار، درجازده و منفعت طلب که نان به نرخ روز خوردند و با جهل مرکب تنها ارقام واعداد را در مفاد شخصی و حق حصول آنرا به هر عنوان ممکن تا نهایت بربادی و بدبختی انسانهای آزاده وآگاه راوبعد ازبه شهادت رساندن  آنها برای این عمل قبیحانه شیطانی  &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;راه روند فریب بکارند. زبان باز کنند دروغ بگویند. سوگند بخورند شرف بفروشند. تعهد شان مکر. ترحم شان قصاوت. دوستی شان بد دلی و عداوت باشد. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;این موجودات جهنمی و ابلیس صفت که با تاسف و درد اکثریت هم اند باهمان شگرد های آموخته و آزموده و افترا بنام مردم داد از مردم میزنند و برای بقای خویش میثاق با خون و خاکستر می بندند وبا بی تفاوتی و سنگدلی به ویرانی چور وچپاول وبه غارت بردن اموال مردم را . &lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;درین بحران اصالت و شخصیت و هنگامه ناهنجار همگرایی جهت انتخاب و انتصاب. یا برای بریدن عبای مضحک به قامت ملتی نگران و امیدوار خاین نقش خادم را ایفا میکند و جانی ادای ناجی را درمی آورد... درین موزیم افکار منحط و تجمع عناصر سخیف و سفاک طنین صدای رسا، باصلابت و مسولانه چون شهید محمد شریف مایه چشمداشت ملت برای غلبه و پیروزی حق بر باطل میگردد و اطمنان قرارگرفتن و فریاد زدن علیه این جانیان نشسته بوددر خانه علم ومعرفت را بنام قرارگاه  که دست شان آلوده بخون مردم ا ست باید محاکمه و مجازات شوند. اینها به هیچوجه نمی توانند قلب شان آرام بگیرندوهمیشه بایدعذاب وجدان بکشند مصیبت دیده و ستم کشیده باشند.» &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;صلابت این صداوآرمان آنقدر صادقانه و شجاعانه است که حتا فیسل های دانسور ماقبل تاریخ را میلرزاند . آنکه عمری خودوجان خودرا در خدمت استبداد و ارتجاع قدم زده و به نفع رژیم های خودکامه و مستبد ضد منافع مردم قرار گرفته اند... او باهمان شگرد های کهنه و رنگ باخته جهت خاموش ساختن صدای حقیقت و سرکوب عنصرآگاه معمولاً چنین بوده که این ریاکاران به منبر رفته با صدور تکفیر و اتهام ناروا صدای عدالتخواهی و آزادی بیان را (که نبوده) در آب گیل آلود و مکدر توبه و استغفارتطهر کرده اند بزعم خودشان!! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt; صدای رسا  بی هراس  تا چهارسوی جهان بگوش فرد فرد عدالتخواه و آزادی دوست رسید و همه همصدا و همسو فریادمیکردند کردند: خون شریف خون ماست. تقاضای شریفانه ما وخواهیش ما ازهمه دوستان درجهت به محکمه کشیدن جنایتکاران وقاتلان ومعرفی چهره های منفور این قاتلان را . &lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;ومن با تجدید پیمان در پیشگاه شما دوستان بخاطر تحقق بخشیدن خواست تان ثابت میسازم که شرافت و رسالت ابداً در گروی خیانت و رزالت نخواهد ماند... که جهان بکام ناکسان مباد. موفق باشید&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;
 &lt;o:OfficeDocumentSettings&gt;
  &lt;o:RelyOnVML/&gt;
  &lt;o:AllowPNG/&gt;
 &lt;/o:OfficeDocumentSettings&gt;

 &lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بیوگرافی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید شریف&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;(شهید شریف)فرزند خدا نظردر سال&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;1346ه.ش در ولایت غزنی والسوالی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جا غوری ناحیه((چهل باغتوی پشی)) در یک خانواده
کشاورز زمین خود دیده به جهان گشود سر پرستی (شهید شریف)را پدرش بههعده داشت وبعد
از سپری شدن سه سال اش پدرش بعلت مشکلات اقتصادی وسا لی خشک سا لی وفقر که در بین
هزاره جات به سا لی بنگله دیش معروف است ومنتقه را ترک و در ولا یت
هلمند(لشکرگاه)ومهاحرت کردند.و بعد از مراحل&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;اولیه زندگی اش پدرش(شهید شریف)را به مکتب((اناسیه لشکرگاه))&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ثبت نا م نمود.شهید شریف هنوز مراحل تحصلات
خویش را به پایاننرسا نیده بود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که بعلت
کوتای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خلق و پرچم بد ستورات اربا با ن اش
(سو سیال امپر یا لیسم) به رهبری برژنیف قدرت دولتی را در افغانستان متصرف گردید
که بعد از کود تای قوای نظامی روس در افغانستان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;سرا زیر گردید&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;به همین علت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جنگ خانمان سوز&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در افغا نستان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;وارد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مر حله&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تازه ای گردید ودوایر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دولتی مسدود&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;سرک ها ویران وشهر ها روز به روز تخریب می شد . رژیم دولتی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که توان جنگ و &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مقا مت را در برابر توده ها را نداشت
&lt;span&gt; &lt;/span&gt;از جلب و احضار گیری سر بازگیری بصورت
جبری متوسل مئ شد . که در رابط پدر شهید سریف&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;نیز بعلت جلب و احضار پسرانش&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;به
خدمت سربازی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مجدداء به طرف جا غوری عظیمت
نمودند در محله زندگی آبائئ شهید شریف&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مکتب&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تعطیل&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;گردیده&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;والسوالی تحت تصرف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;اداره مئ شد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بناء بعد از مد
تی&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;شهید شریف بنا چار از تحصلات محروم و
راهی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ایران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;گردید&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و از آنجا ئیکه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید شریف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;یک جوان زیرک&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;وکنجکا و بود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ووضعیت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;زندگی متما یز&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;جامعه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را مورد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تحلیل قرار داده &lt;span&gt; &lt;/span&gt;و از زند گی فقر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و وحشت تهیدستان زحمتکش&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رنج میبرد&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و در عوض از&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;زندگی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تجملاتی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;ورفائی طبقه استثمار گر درد ها و رنج ها ی فروانی دا شته اما در ایران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نظام سر ما یه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;داری&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مورد&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;تحلیل و برسی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;قرار&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;داده&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;وبعد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از گذ شت زمان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;((شهید شریف )) که در یک کار گاه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;کار تن&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;سازی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ایفای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;وظیفه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مینمود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خوشبختانه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با عده ای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;از روشنفکران ایرانی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و کار
گران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;آ گاه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ایرانی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;آشنا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و بعد از&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;آشنا ئی و مطا لعات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;وارد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دنیای دیگری&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;شد . شهید شریف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بعد از اینکه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تحلیل&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;طبقا تی را در ایران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نیز مورد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;برسی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;قرار داد . سطح&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;فکری&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و جهان بینی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;ایشان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;وسعت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;یا فت –درد ها و درک های انقلابی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شان از&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مشکلات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و پرابلوم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;هم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;طبقه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;زحمتکش&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در ایران&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و در کل در تمام نظام&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;سرما یه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;داری و فیودالی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;روز به روز&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;افزون تر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;گردیدد.&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و سر انجام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بعد از کسب&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اطلا عا ت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;لازم در&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;سا ل&lt;span&gt;    &lt;/span&gt;((1362))ه ش از ایران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بطرف&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;کویته&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پا کستان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مها جرت کرد . مسلم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;است&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید شریف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;کویته پا کستان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با عده ای از روشنفکران
افغا نستانی اشنا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شد وبعد از مطا
لعات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دقیق و کسب&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دانش سیا سی و مکتبی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در بیش از ده سال&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خد مات&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;شا یا نی را&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;به ملت ستمد یده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و تهدستان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;فقیر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نیشن افغانستان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;انجام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;داده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مو سیسه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خیریه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;خارجی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تو سط&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;عده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ای از روشنفکران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ومتخصصان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;افغا نستا نی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در پا کستان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ا خذ&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;می شد . تو سط&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عده ای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از انسا ن های&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;با&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;احساس&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و
ظیفه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شنا س&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اتقال&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;داده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;میشد . که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;((شهید شریف )) نیز یکی از اعضای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;کمک رسا نی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;خا رجی در افغا نستان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;وظیفه&lt;span&gt;        
&lt;/span&gt;((شهید شریف ))&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;انتقال و تو ضیع
مواد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;غذائی و دارویئ&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;حفر نهر ها جو یهای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;آ بیاری و قنات ها&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;برای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;رسانید ن و سا یل و امکا نا ت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;برای
امداد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رسا نی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مسو لیت&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;داشت .گر چند &lt;span&gt; &lt;/span&gt;بعضی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ایا م&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;شهید شریف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مبا رزه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مسلحانه علیه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;قوای&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مزدور&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;روسی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;منجمله در&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پوسته ((لو ما ن )) جا
غوری نیز&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;فعالیت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مینمود&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و بعضی ایام&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در ایران نیز ما موریت
دا شت . اما باید&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خا طر نشا ن سا خت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که در دوران&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;حبات خود زند گی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بدون تما بلات
مادیات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;برایش&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رضا یت بخش بود .یعنی منا فع توده های محروم را
بر منافع زندگی شخصی تر جیع میداد .(شهید شزیف )در همه شونات و عرصه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;های مختلیف زند گی هیچگونه فعا لیت شخصی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و کسب درا مد و ما دیات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;برایش رضا یت&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بخش نبود. بلکه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;کمک رسا نی و
امداد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رسانی به خلق ستمدیده و مصیبت دیده
افغا نستان برایش بهترین ا رزو&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و امال
بود.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;((شهید شریف )) در سا ل (1370)ه ش به
وطن باز گشت با علاقه ای که به مردم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شان
داشت و محبت و صمیمیت که به خلق شان داشت میخواست مدتی نیز در بین مردم خودش زندگی
کند و در مد تی کوتا هی که در محل بود شهید شریف&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بهترین نمونه و ووالگو در اخلاق و بر خورد اجتماعی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;گردید&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;همه کس&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مرد و زن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جوانان و نو جوانان از شخصیت و اخلاق و بر
خورد&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;اجتماعی شهید شریف صحبت میکرد. و زبان
زد خاص و عام گردید و همیشه از طبقه مظلوم و بی دفاع دفاع&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نمودهو هر گو نه دسایس عده ای از
استثمارگران&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جهت ضرر و زیان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم گام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بر میداشت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خنثا نموده و در نتیجه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پیوند ارگا نیک&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با خلق شان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بر قرار نمودند. اما از نشست با عده ای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;از دشمنان ودسا یس گران و زورگویان&lt;span&gt;  
&lt;/span&gt;و قلدوران بر ید ند . که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در نتیجه
بتا ریخ (22) سرطان (1371) در یکی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نا
حیه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مربوطه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;چهل با غتوی پشی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خفا شان شب گرد و ترورستان وحشی منزل &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;(شهید مدیر انور)را مورد شلیک سلاح
گرم قرار داده ونارجکی نیز بر دو اطاق ایشان اصا بت کرد که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید مدیر انور همراه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;سه نفر از فامیلش&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;به شها دت&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;رسید ند. وبعد از گریختن خفا شا ن کر گس شب گرد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم به محل حا د ثه آمده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و از&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;جمله شریف اولین شخص مدد کار بود که&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;فعا لیت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بیش از حد را در اره نحات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;(مهدی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و خانمش انجام میداد) در نتیجه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بعد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از سپری شدن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;سه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;روز
از جریان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;حا ثه فجیع بنا به&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دلایلی پوچ و بی پایه و بی اساس مبنی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بر اینکه مدت دو ماه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پیش&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;اهالی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;قریه اولاد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بر سری زمین دعوائی محل نها ل شانی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دعوا&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;نموده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مدعیان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;همد یگر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را تهدید نموده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اند . و خوا طر نشان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مینمود که اها&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;لی (قریه اولاد) مدیر را با معه فاملین اش&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;ترور نموده اند.&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 112, 192);&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;آنجا ئیکه &lt;span&gt; &lt;/span&gt;قا تلان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;وا قعی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مدیر انور بصورت اسا سی مسلماء دارای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;قوای نظامی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و پر قد رت بودند و جهت
خا مو ش&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;مسله کو شید ند مردم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;زهنیت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بدهند که قا تلان وا فعی اها
لی قریه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;(اولاد) است یک عده ای نیر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از آ نجا ئیکه شهید شریف خاری چشم متعصبین ومغرضین
و تنگ نظران بود&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;کوشید ند تا از آب گل
آلود ما هی بگیرند دلایلی بسیاری&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که
معلولی قتل شهید شریف بود در اعدام شهیدان وجود دارند.&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که میتوان بصورت اختصار در زیر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خلا صه کرد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;1_ دلا یلی نا درست مبنی بر اینکه
بعلت دعوا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نمودن اهالی قریه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اولاد بر سر نهال شانی با شخص&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مدیر(&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;انور ) &lt;span&gt; &lt;/span&gt;دو ماه قبل&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دعوا نمو ده که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مد عیان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;همدیگر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را تهدید نموده اند&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که جریان فجیع فوق&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;معلو لی از همان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دعوا ست .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;2_تبلیغات مبلغین و مغرضین و قاتلان
اصیل(&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید مدیر انور) تا از هان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم را مغشوش نما یند.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;3_ تضاد ا حمقا نه و عا میا نه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که تو سط بعصی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;از افراد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مرتجع وعوام فیریب در بین
( دو قبیله) یعنی ((عا لم )) و&lt;span&gt;    &lt;/span&gt;دوست علی
)) و دامن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;زدن انها در افکار&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم وعوام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;فریب دادن آنها&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;را که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عده ای کثیری از افراد تنگ نظر&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جها
ن بینی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عد سی دارند&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و بنا حق&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;کو شید ند این تضاد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جا هلا نه
را&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پیش ببرند&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;چنان در بین&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مردم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از روی جهل&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تبلیغ میشد&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;متهمان اگر هم قا تل نباشد جهت
پیشبرد ضد یت خود با&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اولاد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عالم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;با ید متهمان اعدام گردد .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;4 -&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;گر فتن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رشوه توسط&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عده ای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;از باند&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رشوه خوارن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و فعا لیت&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;انان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;در زمینه سا زی اعدام&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;متهمان .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;5 -&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;به نما یش قدرت قوه (قضائیه) پشی مبنی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بر اینکه ما قضا ت پشی کا ملاء&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;خود
کفا ئیم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و از لحا ظ&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اهلیت و شا یسته گی به کفاف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رسیده ایم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;که&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نیاز به&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;روحا نیون جا غوری نداشته&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با شیم .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;6 -&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;به نما یش گذ اشتن قدرت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;قوه ((مجریه
)) یعنی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نظا م توسط&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;قو مند ا نا ن پشی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و اجرای&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;حکم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;تا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;سیا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;ست&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نظا میا ن&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;در سطح وسیعی منعکس&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;گر دد .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;7&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;-&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دید کور کور انه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و نظر افگنی تنگا تنگ&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شان مبنی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;بر اینکه(&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شهید&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شریف )عضو اعضا ی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;چپ است .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;8 -&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;تضا د رو حا نیون پشی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;با رو حا
نیون جا غوری بعد از&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;امدن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;آ قای بر ها نئ در محل صا نحه و اعلام&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نمودن انان &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;مبنی بر عدم پیگریری&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اصو لی&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;و اسا سی از متهمان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و بعقب
راندن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;آنان توسط فضات پشی .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;9 -&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;تبلیغات مغرضین در بین علا قه مندان ( شهید شریف ) مبنی بر انیکه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;(شهید شریف ) هرگز اعدام&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نخوا هد شد &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;وغا فل نمودن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;مردم&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;را&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;10 - &lt;span&gt; &lt;/span&gt;تا ثیر گذ اریدن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بیش از حد روی عوا طف مردم مبنی بر اینکه
زن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;(مدیر انور )تحلیف&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;سو گند&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;قرآن نموده&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اگر هم قا تل نبا شد با ید&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اعدام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;گردد . &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;11 –&lt;span&gt;   &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;عدم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;چا
پلو سی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;و پزیرایئ از&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;طرف&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;وارثا ن با نظا میا ن و حکا مان و قضا ت ها .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;12 -&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پز یرائی بصورت&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;چا پلو سی و اتکا ه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;بر نظا میان و متواضع&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;شدن انان&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;یعنی وارثان (مدیر انور )و شا کیان&lt;span&gt;  
&lt;/span&gt;در &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;پیش حکا مات&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نظا میا ن&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;وعما لان آن . &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;13 – تخریب نمودن&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;عد ه ای از اشخاص&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;اولاد عالم و از هم گسیستن انحاد آنان تا
استمداد کنند ه ای مردمی پیدا ننما یند .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;14 – نبودن آ گا هی لا زم&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و ضروری در بین اولاد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دو ست علی واز&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;جمله نا ا گا هی قشر جو انان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;انان
تا&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;از مسا یل &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;بصورت اصولی و اسا سی&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;آ گا هی پیدا&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;نما یند .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;15 -&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;دنبا له&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;روی طبقه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;جوانان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;نا آ گا به اصطلا ح اولاد دوست علی از نظرات عا
میا نه&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;پدران شان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و تقو یت دادن &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;انان افراد&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;طبقه&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;عام را .&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p align=&quot;right&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;16 -&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و سر انجام&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;سوگند خوردن ((260)) قران توسط زن&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;مدیر انور&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;و دوخترش بعنوان&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;رسیدن به&lt;span&gt; 
&lt;/span&gt;اخرین&lt;span&gt;  &lt;/span&gt;قلعه از از &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 11pt; line-height: 115%; font-family: Arial; color: rgb(0, 112, 192);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;تو طئه و نیر نگ ها بصورت تحمیلی از طرف عما لان قا تل.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; color=&quot;#0000ff&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Apr 2010 00:45:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یاد واره های شهدا محمدشریف گلستانی . محمدرفیق وعبدالعزیز</title>
<link>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;بیوگرافی شهید محمدشریف گلستانی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;(شهیدمحمد شریف)فرزند خدا نظردر سال  1346ه.ش در ولایت غزنی والسوالی  جا غوری ناحیه چهل باغتوی پشی در یک خانواده کشاورز دیده به جهان گشود سر پرستی (شهید شریف)را پدرش به عهده داشت وبعد از سپری شدن سه ساله عمرش  پدرش بعلت مشکلات اقتصادی  خشک سا لی وفقر که در بین هزاره جات به سا لی بنگله دیش معروف است ومنطقه را ترک و در ولا یت هلمندلشکرگاه مهاجرت کردند.و بعد از مراحل  اولیه زندگی اش پدرش شهید شریف را به مکتب اناسیه لشکرگاه ثبت نا م نمود.شهید شریف هنوز مراحل تحصلات خویش را به پایان نرسا نیده بود  که بعلت کودتای  خلق و پرچم بد ستورات اربابانش (سو سیال امپر یا لیسم) به رهبری برژنیف قدرت دولتی را در افغانستان متصرف گردید که بعد از کود تا قوای نظامی روس در افغانستان  سرا زیر گردید  به همین علت  جنگ خانمان سوز  در افغا نستان  وارد  مر حله  تازه ای گردید ودوایر  دولتی مسدود  سرک ها ویران وشهر ها روز به روز تخریب می شد . رژیم دولتی  که توان جنگ و &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مقاو مت را در برابر توده ها  نداشت  از جلب و احضار  سر بازگیری بصورت جبری متوسل مئ شد . که در رابطه پدر شهید سریف  نیز بعلت جلب و احضار پسرانش  به خدمت سربازی  مجدد به طرف جا غوری عظیمت نمودند در محله زندگی آبایی شهید شریف  مکتب  تعطیل  گردیده  بود  والسوالی تحت تصرف  مردم  اداره مئ شد  بناء بعد از مد تی شهید شریف بنا چار از تحصلات محروم و راهی  ایران  گردید  و از آنجا یکه  شهید شریف  یک جوان زیرک  وکنجکا و بود  ووضعیت  زندگی متما یز  جامعه  را مورد  تحلیل قرار داده  و از زند گی فقر  و وحشت تهیدستان زحمتکش  رنج میبرد  و در عوض از  زندگی  تجملاتی  ورفایی طبقه استثمار گر درد ها و رنج ها ی فروانی دا شته اما در ایران  نظام سر ما یه  داری  را  مورد  تحلیل و برسی  قرار  داده  وبعد  از گذ شت زمان  (شهید شریف) که در یک کار گاه  کار تن  سازی  ایفای  وظیفه  مینمود  خوشبختانه  با عده ای  از روشنفکران ایرانی  و کار گران  آ گاه  ایرانی  آشنا  شد  و بعد از  آشنایی و مطا لعات  وارد  دنیای دیگری  شد . شهید شریف  بعد از اینکه  تحلیل  طبقا تی را در ایران  نیز مورد  برر سی  قرار داد . سطح  فکری  و جهان بینی  ایشان  وسعت  یا فت –درد ها و درک های انقلابی  شان از  مشکلات  و پرابلم  همه  طبقه  زحمتکش  در ایران  و در کل در تمام نظام  سرما یه  داری و فیودالی  روز به روز  افزون تر  گردیدد.  و سر انجام  بعد از کسب  اطلا عا ت  لازم در  سا ل ((136۲ه ش از ایران  بطرف  کویته  پا کستان  مها جرت کرد . مسلم  است  که  شهید شریف  در  کویته پا کستان  با عده ای از روشنفکران افغا نستانی اشنا  شد وبعد از مطا لعات  دقیق و کسب  دانش سیا سی و مکتبی  در بیش از ده سال  خد مات  شا یا نی را  به ملت ستمد یده  و تهیدستان  فقیر نیشن افغانستان  انجام  داده  مو سیسه  خیریه  خارجی  که  تو سط  عده  ای از روشنفکران  ومتخصصان  افغا نستا نی  در پا کستان  ا خذ  می شد . تو سط  عده ای  از انسا ن های  با  احساس  و  و ظیفه  شنا س  انتقال  داده  میشد . که  (شهید شریف ) نیز یکی از اعضای  کمک رسا نی  خا رجی در افغا نستان  بود  وظیفه (شهید شریف )  انتقال و تو ضیع مواد  غذائی و دارویئ  حفر نهر ها جو یهای  آ بیاری و قنات ها  برای  رسانید ن و سا یل و امکا نا ت  برای امداد  رسا نی  مسو لیت  داشت .گر چند  بعضی  ایا م  شهید شریف  مبا رزه  مسلحانه علیه  قوای  مزدور  روسی  منجمله در  پوسته لو ما ن جا غوری نیز  فعالیت  مینمود  و بعضی ایام  در ایران نیز ما موریت دا شت . اما باید  خا طر نشا ن سا خت  که در دوران  حبات خود زند گی  بدون تما یلات مادی  برایش  رضا یت بخش بود .یعنی منا فع توده های محروم را بر منافع زندگی شخصی تر جیع میداد .شهید شریف در همه شونات و عرصه  های مختلیف زند گی هیچگونه فعا لیت شخصی  و کسب درا مد و ما دیات  برایش رضا یت  بخش نبود. بلکه  کمک رسا نی و امداد  رسانی به خلق ستمدیده و مصیبت دیده افغا نستان برایش بهترین ا رزو  و امال بود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید شریف در سا ل 1370ه ش به وطن باز گشت با علاقه ای که به مردم  شان داشت و محبت و صمیمیت که به منطقه شان داشت میخواست مدتی نیز در بین مردم خودش زندگی کند و در مد تی کوتا هی که در منطقه بود شهید شریف  بهترین نمونه والگو در اخلاق و بر خورد اجتماعی  گردید  همه کس  مرد و زن  جوانان و نو جوانان از شخصیت و اخلاق و بر خورد   اجتماعی شهید شریف صحبت میکرد. و زبان زد خاص و عام گردید و همیشه از طبقه مظلوم و بی دفاع دفاع  نموده و هر گو نه دسایس عده ای از استثمارگران  را که  جهت ضرر و زیان  مردم گام  بر میداشت  افشا نموده و در نتیجه  پیوند ارتباط بامردم محروم شان  بر قرار نمودند. اما از نشست با عده ای  از دشمنان ودسا یس گران و زورگویان   و قلدوران بر ید ند . که  در نتیجه بتا ریخ۲۲ سرطان 1371 در یکی از نا حیه  مربوطه  چهل با غتوی پشی  خفا شان شب گرد و ترورستان وحشی منزل &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید مدیر انوررا مورد شلیک سلاح گرم قرار داده ونارجکی نیز بر دو اطاق خانه شان انداختندکه  شهید مدیر انور همراه  سه نفر از فامیلش  به شها دت  رسید ند. وبعد از گریختن خفا شا ن کر گس شب گرد  مردم به محل حادثه آمده  و از  جمله شریف اولین شخص مدد کار بود که  فعا لیت  بیش از حد را برای نجات دادن جان مهدی پسرمدیرانور و خانمش انجام میداد در نتیجه  بعد  از سپری شدن  سه  روز از جریان  حاد ثه فجیع بنا به  دلایلی پوچ و بی پایه و بی اساس مبنی  بر اینکه مدت دو ماه  پیش  اهالی  قریه اولاد  بر سری زمین دعوائی محل نها ل شانی  دعوا  نموده  که  مدعیان  همد یگر  را تهدید نموده  اند . و خوا طر نشان  مینمود که اها  لی قریه اولاد مدیرانور را با معه فاملین اش  ترور نموده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از  آنجا ئیکه  قا تلان  وا قعی  مدیر انور بصورت اسا سی مسلما دارای  قوای نظامی  و پر قد رت بودند و جهت خا مو شی مسله کو شید ند مردم  را  زهنیت  بدهند که قا تلان وا فعی اها لی قریه اولاداست یک عده ای نیر  از آ نجا ئیکه شهید شریف خاری چشم متعصبین ومغرضین و تنگ نظران بود  کوشید ند تا از آب گل آلود ما هی بگیرند دلایلی بسیاری  که معلولی قتل شهید شریف بود در اعدام شهیدان وجود دارند.  که میتوان بصورت اختصار در زیر  خلا صه کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;1_ دلا یلی نا درست مبنی بر اینکه بعلت دعوا  نمودن اهالی قریه  اولاد بر سر نهال شانی با شخص  مدیر انور دو ماه قبل  دعوا نمو ده که  مد عیان  همدیگر  را تهدید نموده اند  که جریان فجیع فوق  معلو لی از همان  دعوا ست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2_تبلیغات مبلغین و مغرضین و قاتلان اصیل شهید مدیر انورتا از هان  مردم را مغشوش نما یند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;3_ تضاد ا حمقا نه و عا میا نه  که تو سط بعصی  از افراد  مرتجع وعوام فریب در بین دو قبیله یعنی عا لیم  و    دوست علی و دامن  زدن انها در افکار  مردم وعوام  فریب دادن آنها  را که  عده ای کثیری از افراد تنگ نظر  که  جها ن بینی  عد سی دارند  و بنا حق  کو شید ند این تضاد  جا هلا نه را  پیش ببرند  چنان در بین  مردم  از روی جهل  تبلیغ میشد  که  متهمان اگر هم قا تل نباشد جهت پیشبرد ضد یت خود با  اولاد  عالیم  با ید متهمان اعدام گردد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4 -  گر فتن  رشوه توسط  عده ای  از باند  رشوه خوارن  و فعا لیت  انان  در زمینه سا زی اعدام  متهمان .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;5 -  به نما یش قدرت قوه قضایه پشی مبنی  بر اینکه مامحکمه قضایی پشی کا ملاخود کفایم  و از لحا ظ  اهلیت و شا یسته گی به مرحله  رسیده ایم  که  نیاز به  روحا نیون جا غوری نداشته  با شیم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6 -  به نما یش گذ اشتن قدرت  قوه اجرایی یعنی  نظا م توسط  قو ماند ا نا ن پشی  و اجرای  حکم  تا  سیا  ست  نظا میا ن  در سطح وسیعی منعکس  گر دد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7  -  دید کور کور انه  و نظر افگنی تنگا تنگ  شان مبنی  بر اینکه شهید  شریف عضو اعضا ی  چپ است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8 -  تضا د رو حا نیون پشی  با رو حا نیون جا غوری بعد از  امدن  آ قای بر ها نی بابقیه روحانیون در محل صا نحه و اعلام  نمودن انان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مبنی بر عدم پیگریری  اصو لی  و اسا سی از متهمان  و بعقب راندن  آنان توسط فضات پشی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9 -  تبلیغات مغرضین در بین علا قه مندان شهید شریف مبنی بر انیکه  شهید شریف هرگز اعدام  نخوا هد شد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وغا فل نمودن  مردم  را  .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;10 -  تا ثیر گذ اریدن  بیش از حد روی عوا طف مردم مبنی بر اینکه زن  مدیر انور تحلیف  سو گند  قرآن نموده  و  اگر هم قا تل نبا شد با ید  اعدام  گردد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11 –    عدم تحقیق  و پزیرایی از  طرف  وارثا ن با نظا میا ن و حکا مان و قضا ت ها .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;12 -  پز یرایی بصورت  چا پلو سی و اتکا ه  بر نظا میان و متواضع  شدن انان  یعنی وارثان مدیر انور و شا کیان   در &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیش حکا مات  نظا میا ن  وعما لان آن . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;13 – تخریب نمودن  عد ه ای از اشخاص  اولاد عالیم و از هم گسیستن اتحاد آنان تا استمداد کنند ه ای مردمی پیدا ننما یند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;14 – نبودن آ گا هی لا زم  و ضروری در بین اولاد  دو ست علی واز  جمله نا ا گا هی قشر جو انان  انان تا  از مسا یل &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بصورت اصولی و اسا سی  آ گا هی پیدا  نما یند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;15 -  دنبا له  روی طبقه  جوانان  نا آ گا به اصطلا ح اولاد دوست علی از نظرات عا میا نه  پدران شان  و تقو یت دادن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انان افراد  طبقه  عام را .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;16 -  و سر انجام  سوگند خوردن 260 قران توسط زن  مدیر انور  و دوخترش بعنوان  رسیدن به  اخرین  قلعه از &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو طئه و نیر نگ ها بصورت تحمیلی از طرف عما لان قا تل .    پایا ن بیو گرافی  شهید شریف &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آرمان واهداف کسی که خودرا قربانی جبروجهالت قدرتهاوقلدران وقت کردند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان محترم درصفحات قبل برایتان از بیوگرافی شهید محمد شریف نویشته تاگرفتاری وبه شهادت رسیدنش&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; نویشتم امید که جلب توجه دوستان قرار گرفته باشد .               واکنون باید دوستان بداند . وقت که یک سایت خبری ویا وبلاگی بنام افراد مشخص تهیه وتنظیم میگردد باید آنچه حقیقت ها در سرنویشت این شخص یا هر افراد محروم جامعه روخ داده باشد با تحقیقات درست  نویشته ویا نمایش داده شود شهید محمد شریف گلستانی نسب افکار عامه توده هاراتکان میداد بخصوص دسته های حاکم وقت راوروشن فکران نیمه را درداخل وخارج چنین رویدادهای راچنان معیارهای درنظرمیگرفت که ازنشو ونموی آنها درباره مجموع وضع داخل کشور میبایست قضاوت کرد . تاازین گونه جنایت ها وخیانت ها درهرمکان وزمان آنچه ازعمرش میگزرد کهنه شده وباگزشت زمان کم رنگ تر میشود تا رفته رفته اصل حقیقت نیز ازیاد میرود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من با گزشته سیاسی شهید محمد شریف وبابرنامه ها وفعالیت های آن ونشرات آن با مطاله وتحقیقات آن درامورات همگان با پاکدلی وهمسویی وهمرنگی آن آشنایی دارم اما آنچه برای محمد شریف وپیرامون هدف آن روخ داد مسایل بسیار مهیم آن زمان . تا کنون وآینده را مطرح میساخت که توجه به آن نکته ها دارای اهمیت خاص واصولی هست . تاهمه یکبار دیگر بدانند که باید مسله دردآورورنج بحران راهمیشه مطرح میکرد . نخست به لحاظ همه آنچه دراین جریان برشخص محمدشریف ربط شخصیت وحیثیت مدنی وسلامت جسمانی درحق مطبوعاتی جناب ایشان درگزشته موردهتاکی . توهین قرار گرفته وزندگی وی را نابود ساخت . ؟                             این رویدادها آنچه رازیرسوال میبرد که به عنوان انکشافات قانونی . رسمی . مثبت سیاسی درجامعه افغانستان پیروزمندانه به افکار عامه تحویل داده میشود رویدادها وجنایات آن قدرت طلبان هدف شهید محمد شریف را نشان میدهد که نه تنهانهادهای قانونی ومدنی درافغانستان ازهمه جهت هنوز نیازمند تقویت همه جانبه اند . بلکه مشکل اصلی جامعه ما درین زمینه کماکان پابرجاست که این نهادها اساسا تاکنون نهادینه نشده اند یعنی حضور آنها تاکنون به مدار عمل ودوران مبدل نشده است . واین بحران باردیگر خودرا نشان میدهد که چند گونگی وتعارض نهادهای قضایی وقت مندرس بودن سراسر این نهاد ضرورت نوسازی همه جانبه آنرابحیث یک مسله مبرم وتحول سیاسی درافغانستان میدانیم . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واینکه درفاصله زمان خیلی کم چنین عمل نا انسانی صورت بگیرد بدون آگاهی کامل از قضیه وعملکرد این سوال را به پیش میکشد که چرا چنین باشد ؟ نهادهاوبنیادهای که به چنین جریانات وتمایلات مشروعیت میبخشد کدامها اند ؟ واز جانب که ؟ وچرا حمایت میشود اینها به هرگونه که باشند بحیث بخشی ازدستگاه حاکم وقت درمنطقه عمل میکردند یا میکند یعنی عکس العمل دربرابر اهداف شریف اساسایک عکس العمل سیاسی بوده اند نه چیزی دیگر .   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واماحادثه وفاجعه شهادت محمدشریف گلستانی درحساسیت ومقاومت آشکار بقای توده های بجامانده بطورغبرمنتظره محافلها وجمعیت های مشخص درداخل وخارج ازافغانستان دربرابر آن سطح اساسا متفاوت نیز تفکر برانگیز بوده است درقضیه شهادت محمدشریف بخشی مسایل اصولی وقانونی میشود که یکی ازروایای اصلی وبازاندیشی رادرمیراث اسلامی ودرمرکز تفکر وتصمق روشنفکران قرارمیدهند شریف تفاوت اساسی واصولی رادرمیان متن ونص اسلامی مورد بحث قرار میداد .           بحث دراین تفاوت هازمان قدیم رایج بوده است مثل صدها انسانهای با هوش وهوس درروند علم . اقتصاد وتلاشهای مرجعیت همگان علمی وفرهنگی درراستای مبارزه آزادی خواهانه سخن گفته اند ؟ امروزه این دیدگاه واندیشه دربحث ها صرفاکلامی یافقهی نیست . بلکه بااساسی ترین مسایل دیگرگونی درساختار سیاسی جوامع بشری پیوند بخورد  ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یعنی نظرات واندیشه محمدشریف شرط مرور ومقدمه لازیم برای ترقی فرهنگ وعلم بوده ونظرمثبت اینکه جدای دین ودولت درافغانستان یادرهرگوشه جهان وبحث درضرورت تکثیر مزهبی درافغانستان است این معلوم است که کدام نیروهاونهادها دربرابراین جریان مقاومت خواهم کرد وامااینهم معلوم است که ندای این شهدا وهدف مشخص شهید محمد شریف گلستانی صدای حق وصدای آزادی برای آینده ونسل آینده میماند به زعم هرکس وبی توجه به غم وشادی هرکس ؟    &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دربزرگداشت شهادت محمدشریف گلستانی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اواخر سا لها ی دهه 1340 ه ش به ملیت های محروم  و خصوصا&quot; هزاره ها سا ل های غم و الم بود درست در اواخر همین دهه طوفا نی یعنی سا ل 1347 ه ش در یکی از نقا ط دور دست ولسوا لی جا غوری در کا نون  خا نواده گی فقر و رنج  خلیفه خدا نظر  کودکی  دیده به جهان گشود که بعد ها در دوران تجاوز روس بر این خط در نبرد با دشمنان گونه گون مردم  تجسم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آ رمان نسل جوان منطقه گردید سا ل 1347 اوج جنبش های عصیا ن گرانه مردمی و سا ل های خشک سا لی و فقر در کشور بود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لذا خانواده  خلیفه خدای نظر نیز با طفلش از فقر زندگی ده نیشینی را ترک وراهی شهر لشکر گاه مرکز ولا یت هلمند گردید&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;درست در آ نجا بود که طفل هفت سا له خلیفه خدای نظر پا بدروازه معا رف کشور گذا شت و در آنجا درس وطن دوستی را &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آ موخت و به جهان دیگر آ شنا شد او در آنجا با آ گا هی کا مل میدید که زندگی طبقات زحمت کش وملیت های محروم در &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مقا بله با اشرافیت مفت خوار در کشور چه تفا وتی دارد ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهید شریف به صنف نهم رسیده بود که وطن فروشا ن خلق و پرچم زیر نظر روسها به قدرت دو لتی دست یا فتند و در آ ن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سا ل با اوج عصیان مردم آزاده وطن مواجه گر دیده بود . بدان منظور میخواست کمبود افراد نظا می رادر آ ورد و توسط &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شا گردان مکا تب رفع نما ید از ان سبب شهید شریف نیز به عسکری جلب و احضار گردید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما روحیه سر کش او کی به وطن فروشان  رام می شد ؟  لذا وی در جریان عادی زندگی  نجدید نظر و تعلیم و مکتب را ترک و ان ناحیه  را بطوری ابدی ترک و راهی زاد گا هش جا غوری شد. در اینجا فقر او را مجبور به کار  تجا رت در خارج ار کشور کرد . مدت دو سا ل در کو یته پا کستان به کاری تجارت در شهر پر داخت بعد عازم ایران گردیده و در کنار د یگر کار گران زحمتکش منطقه به کار جسمی پرداخت  مدت سه سا ل در ایران بود . در ایران بود که آ وا زه حمله وطن فروشان  را به &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جا غوری و اشغا ل منطقه لومان را شنید . طبع نا آرام او همراه با احسا س مسو لیت او را مجبور به آ مدن در وطن و این بار به کار نظا می در کنار دیگر همرزما نش علیه دولت و مزدوران فرومایه محلی اش نمود .در جریان جهاد با مزدوران بیگا نه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مظهر آ ما ل دیگر جا نبا زان و مردم شده بود . ولی بر عکس خار در چشم ستمگران عنا صر شریف نیز گردیده بود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این عنا صر از محبو بیت وجذابیت خا ص شهید شر یف در میان مردم زحمتکش منطقه بر خود احسا س ترس و لرز می نمود چون شهید شریف فرد متفکر و آ گاه بود که یک تعداد از وطن فروشان که در کو یته پا کستان توسط کمک های امدادی خارجی که به ملیت محروم و مظلوم افغا نستا ن است اینها زندگی اشرافی و مجلل خود را به سر می برد  بنام انیکه برای مردم زحمتکش و رنج دیده توزیع نما ید  بر عکس برای زندگی شخصی خود سر مایه درست نموده وحسا ب پس اندا ز با نکی در &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پا کستان و اروپا باز نموده در ضمن توسط این پولها به شرارت های منطقوی پرداخته و یک تعداد از جوانان که از فقر اقتصاد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شان ضعیف بودند برای انها پول میداد تا منا فع شوم شان را توسط آن افرادها برآورده نما ید وجهت پا کسازی  مخا لفین خود یعنی به یک تیر دونیشانه زدند . شهید شریف به اتهام قاتل مدیر انور که یکی از نزدیک ترین دوستان او بود همراه  با برادر رشیدش (محمد رفیق) وپسرکاکایش (عبدالعزیز) بدون جرم و سند شا هد ومدرک گرفتار وبعد ازچندی شکنجه وتحقیق بدون آ نکه اعتراف گناه  وجرمی درمیان بوده باشد بعد از توجه عادی مسله با استفاده از نقاب مذهب و قران شریف قهرمان  رفیق و عبدالعزیز راتوسط  دژخیمان که حافیظ منا فع منطقوی ا ینگونه ستمگران اند به شها دت رسا نید. شهادت شریف درسی بزرگی به نسل جوان است  تا چهره خا ینین وتوطیه ماورا ارتجاعی آ نان را خوب بشنا سد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تاریخ شهادت برادر محمد شریف  محمد رفیق  و عبدالعزیز یوم جمعه 16 / 5 /1371 ه ش نشر از جانب دوستان و یاران        شهید شریف&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مقاله برادر نیک محمدکه به مناسبت شهادت محمد شریف ایراد گردید&lt;/FONT&gt;   &lt;FONT color=#ff0000&gt;خون ناحق دست از دامان قاتل برنداشت       دیده باشید لکه های دامنی قصاب را &lt;/FONT&gt;                          &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با سلام و دورد بی پا یا ن بر شما عزیزان داغدیده و مصیبت دیده که جهت تعزیه داری و سوگواری سو مین  اختر تا بنا ک اما مت و ولایت و جهت عزاداری و سو گواری  شهیدان مظلوم و بی گناه مان که در مزار پا کش تشریف آ ورده اید .           و مراسم سو گواری و تعزیه داری و نوحه سرا یی این عزیزان را بر پا میدارید ، دوستان داغدیده و مصیبت دیده ما از جریان  قتل فجیع این شهیدان کا ملا آگاهی دارید که لازم به تو ضیع و تفسیر  نیست . همه عزیزان چهیل با غتوی پشی و حتی دشمنان این    شهیدان به نتیجه رسیده اند که شهیدان مظلوم که در این محیط در زیر آ وار های گل و خاک حفته اند  هیچ گاه  جنا یت  کار و قاتل نبوده اند و ما و شما بعنوان یک انسان با احسا س و محقق که در همه شئونات زندگی شهید شریف با کمال شنا خت کامل با ایشان بوده ایم زندگی این شهید مظلوم کا ملا به ما و شما معلوم است، شهید شریف یک شخصیت انقلا بی وبااحسا س و با عوا طف بوده و همواره جهت مدد کاری مستمندان در عرصه های مختلف زندگی ایشان دخیل بوده ایم و گامهای ارزنده ای را بر میداشت ، چگونه قضا وت بنمایم که شخصیت انقلا بی شهید شر یف را بعنوان قا تل بشنا سیم ، چنا نچه به صفحات تاریخ نظر بیا ندا زیم خواهیم دید که تاریخ سا بقه ای چنین جنا یا تی را با خود دارند استثمار گران و استعمار گران تازیخ جهت تحکیم و تسلط منا فع همدیگر شان از هر گونه تو طیه و جنا یا ت استفا ده نموده و جای تا سف اینجا  ست که هر گاه طبقه استثمار گر ظا لم اگر بخواهد به منا فع شوم اش رسیدگی نما یند همیشه از اسلوب مسایل عقید تی وارد کار و زارمیشود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  و بعلت اینکه عده ای از لحا ظ عقید تی منافع مدافع طبقه ای ظا لم است و منافع انا نرا وضع مینما یند و از راه دین و مز هب و عقاید بر توده های محکوم و محروم ستم روا  میدارند وجای بسیار تا سف است که دین و مزهب درخدمت و انحصار طبقه   مرتجع در آ مده است .گر چند دین و مزهب در ذات خود برای هدایت و سعا دت بشر ظهور نموده است و نقش بسیار عالی را درابتدا بازی نموده است و همواره بشر را ازمسیر کژ راهه وارد مسیر اصولی و اسا سی هدایت نموده است اما متا سفا ته دین و مذهب و مسا یل عقید تی امروز بعنوان بهترین ابزار و وسیله ای سر کوب کننده و مدرن ترین سلاح تاریخی استفا ده میشود. جنگ های متعددی که در بین احزاب مختلف در طول تا ریخ  خصو صا در دوران انقلا ب بوقوع پیوسته ، همیشه یک جنگ ظا لما نه و  درد منشا نه بوده که هیچ گونه جنبه مذهبی نداشته جنگ بر سر پست و مقام  و منا فع حزبی و غرض های شخصی بوده اند . اما بخاطر اینکه بر منا فع شومش بصورت اسا سی رسیدگی نما یند و پایه توده ای و پایه مزهبی پیدا نمایند کوشیده اند  اینگونه جنگ ها را شکل مز هبی بدهند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;توده های وسیع این مرز وبوم و زحمتکشان میدانند که مرتجیعان و ظا لمان جهت کسب منا فعش چگونه ملیت ها را مثل مکروبهای مضیر بر جان هم اندا خته و انان را استثمار مینما یند و کوشیده اند با استفا ده از مدرن ترین سلا ح تا ریخی وما سک مزهبی بر منا فع شوم و خصلت استثمار گرانه خویش رسیدگی نما یند . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمونه ای دیگری که ما بصورت عینی با کمال اطمنان دید یم خون بنا حق ریخته ای این جوانان رشید بود که زندگی شیرین شان فدای جهل وجبر تاریخ شد قا تلان و حا کمان و قضات و عا ملان  قتل از راه  های منطقی ومعقولی و اصو لی کا ملا به بن بست رسید و تنها راهی که جهت تحقق یا فتن اهداف شوم اش ما نده بود همین راه عقا ید مزهبی و تحلیف سو گند قران بود که  متا سفانه توانست به اهداف جنا یت پیشه اش رسیدگی نما یند و ازهان ملت و مردم را از راه عواطف مزهبی اغفا ل نموده و جای تاسف اینجا است که واقعا&quot; سطح فکری مردم تا چه حد عقب افتا ده است که در صورتیکه تجارب های این گونه حوادثات ونقش و عمل کرد های فجیع این طبقه را بار ها دیده وسیمای واقعی آنان بیش از پیش منعکس ومتبلور گردیده است اما باز هم گول این گونه طو طئه را میخورد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تجارب چندین سا له نشان داد که دین و مزهب بهترین وسیله ای برای قلدران و سفا کا ن در عصر امروز گردیده است از اینکه ما یان به نتیجه رسیده ایم که این ((شهیدان مظلوم )) بیگنا ه بوده و ((شهیدان )) وا قعی میبا شد و هیچگونه دخیل در قتل و      جنا یات نبوده اند با کمال افتخار و سر بلندی امروز مراسم سو گواری و تعزیه داری را بجای می آوریم .   وسلام علیکم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;راه پیمای عاشورای حسینی درچهیل باغتوی پشی امسال شکل دیگر داشت &lt;/FONT&gt;                                 &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; در جامعه که جهل و حبر حاکم باشد  رفاه و اسا یش آ ن جا معه محال بنظر می رسند  محک تجربه قرار گرفتند که اینک ما    شاهد عینی این تو طیه و از ما یش بودیم ، شهیدان مظلوم و بیگنا ه مان واقعا ٌ فدای جهل و جبر تاریخ گردید ند در میحطی که  حا کمان  آن قوا نینی را از راه عواطف مزهبی جهت تسلط خویش وضع نما یند بیش از این انتظاردیگری نباید داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بهمین منا سبت آقایان ، جوانان آگاه ، سخنرانی، شعرخانی ، مرثیه خانی ،نوحه سرایی ها کردند که از جمله برادر بسیار محبوب مان آ قای امیر محمد جریان فجیع قتل شهیدان را بصورت واقیعیت  عینی در قا لب اد بیات شعر در آ ورده بود که بعد از سخنرانی برادر گرامی مان معلم غلام حسن که در ارتباط اعدام بنا حق این شهیدان سخنانی ایراد کرد در مقابل جمعی از عزا دارن خانده شد که مورد پسند همگی حاضرین عزا دار واقع گردید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته در ابتدا آ غاز سخنرا نان تلا وت ایا تی از کلام الله مجید توسط برادر سروری قرائت گردید و سپس از آن برادر یسیار  محبوب مان آقای معلم غلام حسن سخنانی ایراد نمود که متن سخنرانی ایشان در صفحه بعد درج گردیده است و در اخیر جناب استاد فیاضی که در جریان قتل فجیع شهیدان مسو لیت  ریاست شورای قضا را بعهده داشت در ارتباط سخنرا نان . نوحه  سرایان ، و شعرخا نان که مختص  بود با جنا یات متزکره ، سخنا نی ایراد کرد که مضمون و محتوی سخنان ایشان درسه بعدُ شکل گرفت . نخست اینکه مردم را از پار تی بازی بر حزر داشت و به وحدت و انسجام بهتر و بیشتر دعوت نمود، ثا نیا َبعلت تاثیرات فضای جوی این محیط که همگی شیون کنان در سوگواری شهیدان نشسته بو دند نوحه سرایی و سینه زنی میکردند آقای فیاضی را وا داشت که در این مورد نیز سخنانی ایراد نما ید .در قسمت دوم از سخنان اش گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فضیه و حادثه فا جعه در سا ل گز شته جای بسیار تا سف تا ثر است . آ نها یکه در سال گزشته به شها دت رسیده اند در بهشت جا ودان جا ی دارد خوشا به حا ل کسیکه به شهادت نا یل میشود و شها دت نصیب هر کس نمی شود ، وی افزود درصا نحه سا ل گزشته من مقصر نبودم  ، بلکه کسانی دیگری هستند که آتش رابه خرمن معرکه  میزدند .و اشخاصی هستند که بنده را در این مورد مقصر میداند و پشت سر حرفهای میگو یند اما سوگند به آن خدای متعال که من هر گز به چنین کاری را ضی نبودم  تهمت زدن به فرد مسلمان جایز نیست وی خا طر نشان سا خت این سه شهید پار سا ل همگی بیگناه بوده ودر جنت الفردوس جای دارد . آ قای  فیاض که در جریان پار سا ل مسو لیت ریا ست قضا یی و مسو لیت پیگری حا دثه  ترور شهید مدیر انورمظلوم  را بعهده داشت در روز عا شورا در قبا ل سخنرا نی ها از خود حسا سیت نشان داده و خطاب به نوحه خا نان کرد و گفت : آ نا نیکه  امروز از خود اشعار ها و سرود های میخوانند چون چل زدن سگی بدریای بیش نیست . با توجه به این جملات بندی استاد محترم مستمعین و خوانند گان محترم این جزوه  قضا وت این گونه مصمونات و تشریحات اقای استاد فیاض را خود بعهده گیرد. که واقعاٌ  تا چه حد عفت کلام و بیان زبان  ادبیا ت را مرا عات نموده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در قسمت اخیرسخنان اقای فیاض به روضه خانی حضرت امام حسین پرداخت و طبق معمول با دعای خود مراسم را پا یان داد. وی درهنگام دعا دست های عزا داران را بسوی آسمان  بلند کرد و گفت :  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بارالاها کسا نیکه در این مورد  دخیل بوده و یا عا مل قتل این سه شهید بوده اند و یا اینکه تشو یق و وترغیب نموده و کسا نی  را کمک نموده و به کشتن این سه جوانان رشید بخاطر این روز عا شورا و بخا طر خون پاک بنا حق ریخته ای سید الشهدا  آن  اشخاص را تا سا ل آ ینده و روز عا شورا آینده رو سیاه گردان و همان داغی را در قلب خودشان وارد گردانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;گزارش ازمراسم عاشورای حسینی وسالروز شهادت محمد شریف . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در حا لیکه  صدای گریه وناله  و شیون عزاداران وداغدید گان چون موجی درهوا  می پیچید  برادر  ا قای نادرشاه نظری&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مرثیه که درخصوص شخسیت انقلا بی شهید شریف  سروده بود در مقا بل عزا داران و سینه زنان قرائت نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شریف   ای  مظهر ژرف شرا فت                مصیبت وا   مصیبت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در اخیر مراسم  عزا داری آقای معلم  غلام حسن وطن خواه  سخنرا نی بسیار ارزنده ای که  عین  حقیقت  بودو در خصوص   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شخصیت والا ی شهید شریف  و خطا ب به  شریف که تو زنده هستی تو نمرده ای و ما مرده ایم تو از جمله شهیدان کربلا محسوب  میشوی و خلا صه در قسمت بیگنا هی شهید شریف سخنا نی  ایراد نمود . که متن سخنرانی ایشان در  این جزوه  به چاب رسیده است  ایراد نمود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ودر اخیر عزاداران داغدیده بر مزار شهید علی خان و شهید  سخیداد به حرکت آمدند که بعد از نوحه خوانی و سینه زنی های  فروان و جانسوز بطرف مسا جد خویش حر کت نمودند که در جلوه مسجد امام صادق دسته های سینه زنی از هم دیگر جدا شدند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این بود گزارشی از شب دهم عا شورا که به منا سبت فرا رسیدن سا لگرد شهیدان کربلا و شهیدان مظلوم سا ل1371 در&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چهل با غتوی پشی در میحطی که جهل و جبر حا کم است .یک عده ای ازشکم پرستان مرتجیع وپول پرست که بخاطر منا فیع شوم اش دست به چینن جنا یات بی نظیر میزند که تاریخ  فراموش نخواهد کرد.    &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وهمچنان در روز عاشورا که روز شها دت امام حسین ع و اهلبیت اش است مراسم تعزیه داری نیز ازسوی  عزا داران &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مسا جد فوق در حوالی  سا عت  8 صبح جمیعت کثیری از سمت اها لی مربوط مساجد نورک و زنگی بطرف مقا بر آ بایی  خویش بنا به رسومات وعنعنات نیا کان خویش حرکت نمودند و پرچم های بزرگ از رنگ های مختلف که بدست داشتدند به جلوه مسجد امام صادق توقف نموده ودر حالیکه تابلوی برنگ سفید  که بمنا سبت اولین سا لگرد شهیدان مظلوم سال ۱۳۷۱&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بروی پارچه خطا طی شده بود و عکسهای از شهیدمحمد شریف . شهیدمحمد رفیق  و شهید عبدالعزیز توسط غزاداران حمل میشد ودر حا لیکه جمعیت بزرگی از عزا داران وسینه زنان  دایره وسیع تشکیل نموده بودابتدا درجلوه مسجد امام صادق سینه وطنی توسط عزاداران وسینه زنان آغاز و بعد هر دو دسته عزا داران بطرف مقا بیر  بحرکت افتا دند نوحه خوانان ومرثیه خوانان همچنان به سر و سینه میزد محض اینکه پرجم های شهیدان گلگون کفن مان را دیدند سر از پا  نشنا خته نا له و شیون کنان  شعار شریف جان رفیق جان پرداختند. به مین طریق به پیش میرفتند تا اینکه بر مزار شهیدان رسیدند و انبوه جمعیت بطرف مزار شهیدان چون سیل خروشان بودند و در سری مزاری شهیدان مظلوم  دایره وسیع در گردا گرد مزار مظلومان نظم و شکل  گرفت و برادر  گرامی ما ن  آقای امیر محمد درخصوص شهیدان مظلوم و محکوم نمودن  قلدران وقدرت طلبان  وپول پرستان ایرا د  فرمود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادر جان شریف  جانم از اینحا  در کجا رفتی     زدست خصم بد گو هر از این دار فنا  رفتی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و به ترتیب نوحه سرایان و عزا داران نوحه سرایی های ارزنده ای در موارد های گونا گون و بی گناهی  شهیدان در مورد شهادت وشجا عت و شخصیت والای انقلا بی شریف ایراد فر مودند. وبعد از آن برادر نادر شاه نظری نوحه که حکا یت از بیگنا هی شهیدان وبه شها دت رسیدن مظلومانه آنها والگویی بودن شریف را در جا معه بود  ایراد فر مود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای شریف ای جان ما تو لا له  باران  گشته ای &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غرق خون گشتی چو گل پژ مرده  باران گشته ای &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واز اینکه مردم داغدیده و ستم کشیده دچار احسا سات از خود  نشا ن دادند  و نوحه های توسط نوحه سرایان عزا دار  قرائت میشد برعوا طف واحسا سا ت عزا داران افزوده میگشت وچون موجی دریای خروشان خشم و نفرت و انزجار مردم را علیه حکا مان وقت افزا یش میداد  و گریه کنان تعزیه داری میکردند و بلا خره جمعیت بیشمار عزا داران از مزار شهیدان حرکت نموده ودر جایگا ه دایمی سخنرانی یعنی در نزد قبرستان سید  پیروز اجتماع ورزیدند با دسته تعزیه داران اها لی مدک مشترک دایره  بزرگ تشکیل  داده د به سینه زنی پرداخته و اما بعد از مدتی  به مجا لیس  سخنرانی آ غاز نموده که توسط&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مجری مجلس از برادر سروری دعوت بعمل آمد تا ابتدا محا فل راباآیاتی ازکلام الله مجید  آغاز نما یند . و پس از تلا وت ایا تی از کلام الله مجید  برادر معلم غلام  حسن به پشت تربیون دعوت شد تا سخنا نی که در ابتدا محا فل ثبت  نام کرده بود ایراد نما ید&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی سخنا نی بسیار ارزنده ای درمورد بی گنا هی شهیدان مظلوم ودر مورد یک عده از قدرت طلبان وزور گویان که نقشی فعا لی در قتل این سه شهید  جوان داشته و این ها را فدای مرام شوم خویش نموده بود و در مورد بیگنا هی عموی بزرگوارش &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اقای استاد فیاض پرداختند و وی اظهار داشت که عمویش بیگنا ه بوده وهیچ جرمی در این مورد نداشته است.و پس ازپا یا ن سخنرانئ ایشان پارچه شعری که توسط برادر روشنفکر مان آقای امیر محمد تهیه و تنظیم شده بود قرا ئت گردید  که بعد از آن توسط اعلامسر قطعه  شعری را که شهید شریف  همه وقت با خودش زمز مه میکرد قرا ئت گردید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا کی از جور وستم شکوه و فریاد  کنید           سعی برهم زدن  منشه   بیداد    کنید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دست ما دامن تان با د جوانا ن    غیور           که از ین ذلت وخواری  همه  آزاد کنید &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وپس از ان برادر گرامی مان  آقای محقیق و به ترتیب اقای عارفی  عزاذاران را از جریان خوادث کر بلا و قیام حسینی و روضه خانی  ایشان مستفیض نمودند. ودر خاتمه  اقای فیاض نیز سخنان بسیار ارزنده ای در خصوص بیگنا هی شهیدان و دست داشتن عده ای از منا فقین در اعدام  انان ایراد  نمود . که در این ارتبا ط  شخص خود را از دست داشتن  در اعدام  فجیع  شهیدان بری و بیگناه  دانست و همچنان مردم را  به اتحاد و وحدت دایمی  دعوت نمود که در پایان بادعای ایشان محافل سخنرانی به پایان  رسید . قسمتی از دعای ایشان که در خصوص بیگنا هی شخص  خودش دست های عزا داران  را  با رای اجابت ان بلند کرد چنین است : با ر الاها  کسا نبکه در جریان قتل این  شهیدان دخیل بوده و یا ترغیب و تشویق نموده و یا کمک نموده و یا بکشتن  انها راضی بوده تا  ماه محرم اینده  روسیا ه نموده  وهمین داغ را بر قلب ان شخص وارد  گردانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنظر مستمعین  عزادار اقای استاد فیاض یا اینکه هم زمان با قلب خود زمزمه کنان دعای فوق را رد مینما ید  یا اینکه تجارب های  فروانی که دارد  انگار خداوند (ج) به این زودی ها از ایشان انتقام  گیری نمی نما ید و یا اینکه با توجه به ازدیا د  چینن  معا ملات وعدم رسیدگی به پرونده  ایشان در این دنیا  مهلتی دارد ؟..&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعدا دسته های راه پیما یی بطور منظم و دسته جمعی بسوی مزار شهیدان باز گشتند و در انجا مجددا مراسم سینه زنی و نوحه خانی ها آ غاز گردید که بعد از نوحه خانی برادر امیرمحمد مقا له پر محتواه و زیبا که بیا نگر واقعیت عینی جریان فجیع اعدام شهیدان را در  قا لب ادبیا ت دراورده بود توسط برادر نوجوان دانشجوی مان اقای نیک محمدقرائت گر دید  که مورد تاید حضاران عزادار قرار گرفت متن مقا له برادر نیک محمد دراین جزوه درج گردیده است . دریکی از پار گراف مقا له برادر فوق آمده است :متا سفانه درعصری که ما زندگی میکنیم دین و مذهب بعنوان بهترین وسیله و ابزار برای استثمار گران تا ریخ است .که در مورد جریان فجیع فوق نیز بهترین سلاح جهت تحقق یا فتن ا هداف مغرضین و استثمار گران  همین دین و مذهب بود که تمام راههای منطقی و اصو لی که برای پیگیری به بن بست رسیده بود کمک شا یا نی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما بعد از خواندن مقا له بسیار جالب برادر نیک محمد برادر محبوب مان اقای معلم غلام حسن اینکه مراسم وراه پیمایی با شکوه و نا له و گریه وشیون عزا داران و نوحه سرایی ها مرثیه خا نی های جوا نان با احسا س و سینه زنی های تعز یه داران وسخنان ارزنده سخنرانا ن و مقا له و شعر خانی نوسیند گان گرانقدر تا ثیر بسیار مثبت وعمیق بر قلب وعواطف واحسا سات ایشان گذ اشته بودند یک بار دیگر جلوی تریبون حا ضر گردیده ودر حضور ملت بطور صریح وبیان فصیح با شها مت وشجا عت خطاب به همه عزا داران گفت :برادران اینگونه سخنرانی ها و نوحه سرایی ها و شعر و مقا لات گرچند برای فرونشا ندن  آتش که در قلب مان میسوزد خوب است اما با ید بگویم که خون شهیدان اینطور گرفته نمیشود و من از امروزاعلام میدارم وهر کس که چنین شها مت وشجا عت مردانگی از خود گزشتگی داشته با شد بیا ید در صفوف ما بیپو ندد تا دست در دست هم داده و  خون بنا حق ریخته شریف را از قا تلا ن اصیل شریف بگیر یم و من امروز تا یک سا ل وتا پنچ سا ل وتا ده سا ل آ ما ده هستم        مراسم سخنرا نی به پا یان رسید و راهپیما یان نو حه خدا حا فظی را خوانده واز همد یگر جدا شدند که عزا داران مربوط  مسا جد نورک و مقصود و زنگی به سمت مسا جد خویش به حرکت  افتا دند که در مسیر راه نیز توسط یکی از نوحه خا نان مر ثیه خانی شهیدان را ادا نموده و در جلوه مسجد امام صادق دسته های سینه زنی با خواندن نوحه خدا حا فظی از همد یگر جدا گردیده و مراسم روز عا شورا که بصورت اکثریت مختص بود به سوگواری شهیدان درهمین جابپان رسید.تاریخ16/4/1372  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; تا اینکه عزاداران اها لی قریه میسه  وما له نیز بسوی میسه در حرکت بودند ودرجمع &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مایان پیوسته و دایره  بسیار وسیعی شکل گرفت وسینه وطنی آغاز گردید.و پس از مدتی عزا داران نیز بطرف مسیر خود به حرکت افتاد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;متن سخنرانی معلم غلام حسن در شب نهم محرم الحرام بر مزار پاک شهیدان بی گناه مان شهیدمحمد شریف . شهیدمحمد رفیق وشهیدعبدالعزیزکه در مقا بل جمعی از عزا داران سینه زنان ونوحه سرایان ان شهیدان مظلوم ایرا گردید :&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;                          &lt;FONT color=#0000ff&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/FONT&gt;                          &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شریف عزیز ای برادر گرامی ما !فکر نکن تو مرده ای !فکر نکن تو کشته شده ای !ما مرده ایم ؟ تو زنده هستی زمره شهیدان کربلا هستیی ودر ردیف شهیدان کربلا محسوب میشوی ما مرده ایم زیرا در یک سال گزشته از قتل تو واز خون تو واز خون بنا حق ریخته ای تو میگزرد اما ما با سکوت محض بسرمی بریم ،از کدام یک صفات تو تعریف نما یم ، صفات لاینتا هی راخدا نصیب  تو گردانیده بود اما اگر شب تا صبح از معرفت تو و از شخصیت تو سخن بگو یم نصفی از سخنا نم کوتاه نمیشود یعنی درحصه تو هیچ نگفته ام حا ل توجه شما را و شما برادران عزیز را به اطفا ل یتم شهید رفیق وشهید عبدالعزیزجلب می نمایم، نگا ه کنیداین از غیرت به دور نیست ؟ جوان های عزیز مگر شریف چه گفته بود ؟ نگفنه بود من رفیقای داریم ؟ ما از خود یار ویاوری داریم انتقام خون مرا میگیرند !وظفیه شما جوانان عزیز است که سعی و جد جهد بیشتری به خرج دهید، تا قاتلا ن اصیل این سه شهید ما راگیربیاوریم قا تلان این سه شهید زن مدیر انور نبود ! که میگه بود ؟ آیا که به اثبا ت رسا نید که شریف کمر بست و رفت خانه مدیر انور را ویران وتلفات جانی را برای آنان ببار آوردند کو- اسناد ؟ این به اثرسهل انگاری خود مان است .خدا میداند ما خودمان را گول زده ایم ،خوب گوش های تان باز با شد ، همه ما نا له میکنیم  شریف شریف میگیم اما از شخصیت شرسف شما اطلاع ندارید .شما صرف عاشق سیمای شریف هستید .لعنت برتو ای قا تلان ! لعنت بر تو ای قا تلان اصیل شریف ! لعنت بر تو ای کسا نیکه زن مدیر انور را تر غیب به کشتن شریف کردید .لعنت بر شما ای کسا نیکه بدون مطا لعه ،و بدون کدام دست آورد اسناد شرعی شریف ما را به قتل رسا نید ید!؟....&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لعنت بر شما ها !بیشتر از این وقت گرانبهای تان را نگرفته  بقیه سخنانم را انشا الله فردا که مراسم عا شورا بر پا میشود  ادامه سخنا نم را خدمت تان تقد یم  خواهم نمود  و سلام .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای شادی روح این شهیدان مظلوم و بیگناه  یک فاتحه و سه قلوالله الحد ختم نمائید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;البته سخنرانی برادر فوق از روی نوار تایپ شد که هیچگونه اصلاح بنا به مصلحت نوسینده صورت نگرفت .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  مروری کوتاهی برمتن سخرانی معلم غلام حسن وطن خواه                      &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;طوریکه در صفحات قبلی دیدیم و خواندیم که در روز عا شورا امسا ل یعنی سا ل 1372مردم ستمدیده م بلا کشیده مربوط مسا جد نورک ،مقصود،زنگی و مدک با جمعیت کثیری از بزرگان ،جوانان،نو جوانان ،وخواهران عزیز عزادار درقبرستان ابا یی خویش و بر سر مزار شهیدان مظلوم و بی گناه اجتماع ورزیدند وبه نوحه سرایی و سینه زنی و سخنرانی پرداختند که از جمله    آقای معلم غلام حسن وطن خواه نیز سخنانی ایراد نمود . ایشان درطی سخنان خویش فرمودند : شناختی که بنده به عنوان یک رفیق و یک دوست صمیمی از شهید شریف دارم اطمینان و یقین کا مل دارم و به شما نیز اطمینان میدهم که ایشان بدور از اینگونه فکر های پوچ وغیر انسانی بود .که  میگوید که زن مدیر انور قا تل شریف است نه آقا قاتل شریف کسانی دیگری هستند که به حراست از منافع شخصی و محا فظت از قدرت و چو کی خویش چنین کاری بی رحمانه را انجام داده  اند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شهید شریف عزیز ماهیچ جرم و گنا هی نکرده بود که سزایش چنین با شد ، عده ای از مغر ضان ومنا فقان زن مدیر انور را به قسم و قران خوردن تشویق و وادار نمودند ، و اما آقایان مردم اقای فیاض این عموی بنده و عموی محترم و گرانقدر بنده را متهم میکند و میگوید که اقای فیاض این کار را کرده و من میگویم این دورغ است این دورغ محض است . اقای فیاض این عموی بنده هرگز و هیچ وقت چنین کاری را نمی کند این بدور از انصاف است که این عموی بنده را متهم نما یند و من میگویم که اقا انها کسانی دیگری بودند که شهید شریف مارا کشتند ومغرضین دیگری بودند  که شریف ما را به شها دت رسا نید ند.   درپایان سخنان خویش مردم را به وحدت و اتحاد دعوت نموده و دعا نموند که خدا وندا بحق خون شهیدان کربلا و بحق خون    بنا حق ریخته ای این شهیدان مظلوم ، کسا نیکه دراین قتل دخیل بوده ویا یاری نموده ویا اتحام بسته گلیم زند گانی اش را جمع کن. این بود مروری اجمالی بر سخنرانی برادر معلم غلام حسن وطن خواه .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;این بار دستگاه قضا وت را در اختیار ملت عزیز وشما خوانند گان محترم قرار میدهم و شما قضا وت نما ئید .آیا تا به حا ل برای تان روشن گردیده است زیر کاسه نیم کاسه ای نیز وجود داشته ؟است آیا خوب دانسته اید که حا کمان و قدرت طلبان و زورگویان بخاطر تحکیم قدرت و کرسی خویش دست به چنین اعمال غیر انسا نی میزند ، دین و مزهب و قران عظیم الشان را  بهترین وسیله و ابزار برای نا بود کردن ملت مظلوم و برای از بین بردن کسا نیکه علیه اینگو نه ظلم و استبداد  آنها  آ واز بلند میکند قرار داده است . برادر گرامی اقای معلم غلام حسن در اثبات بیگنا هی شهیدان سخنان و مطا لب ارزنده را  بصورت   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حقا یق عینی بود ایراد نمود ، از انجایکه بنا به دلایلی عموی بزرگوار خود را از هر گونه دست داشتن در اعدام شهیدان بری داشت شاید  شرایط جوی بیش از این زمینه را ایجاب نمیکرد ، تا مسله را کا ملا&quot; مطرح نما ید در ین جا برای خوانندگان محترم ممکن است این سوال ایجاد گردد ، اینکه کسی که ریا ست شورای قضایی و مسولیت پیگیری حادثه فجایع  ترور مدیر انور را به عهده داشته با شند در اجرای حکم و قضاوت شان اولین کسی با شد که امضا  نما یند ممکن دارد بیگنا ه با شد ؟ در این مورد بیشتر از این گفتن فایده ندارد . قضا وت با خوانند گان محترم است . چیزی که مایه تا سف است و از همه جالب تر است این است که اقای فیاض در همه جا از بیگنا هی خود داد میزنند و اظهار میدارد که هیچگونه دست در صادر نمودن حکم اعدام شهیدان ندارد بنظر من در حقیقت بازی نمودن با افکا ر مردم خوا هند بود !؟به خاطر اینکه در میحطی که جهل و جبر حاکم با شد حتی یک انسان با احسا س و با درک پیدا نمیشود که از ایشان سوال نما یند که جناب اقای فیاض شما که مطمین هستید که متهمان بیگناه بودند ،مگر شخص شما مسو لیت شورای قضایی را بعهده نداشتید؟ که مسله را بصورت اسا سی و اصولی پیگیری میکردید  و دست های مبا رک خود را با خون شهیدان گلگون کفن و مظلوم و بیگناه رنگین نمیکر دید !؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;واز نظر ما و خوانندگان گرامی بیگنا هی آقای فیاضی که ریاست شورای قضای را بعهده داشت مسخره آ میز و غیر قابل قبول می با شد             &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;        &lt;FONT color=#ff0000&gt;پیام به دوستان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حا جتی نیست  به پرسش که چه نام است اینجا          جهل را  مستند   بر فقر  مقا م   است   اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علم و فضل وهنر  وسعی و   تفکر    ممنوع                   آ نچه  در شرع حلال است  حرام  است  اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ریش  زاهید   قلم  منشی      وفرافسر                     حلقه  حزب  جوانان   همه دام   است     اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مئ  آ زادی   ووحدت  نرسد از چه به   ما                 مستبد شیخ  صفت  دشمن  جام    است  اینجا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما  به سر  منزل مقصود جان  راه     بریم                     را هزن  رهبر  خس  دزد  اما م است    اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; فکرمجموع دراین قا فله حیرت چیست                          زانکه   اندر  کف یک دزد  زمام  است  اینجا    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مگر از  صحنه  بوستان  طبیعت   دوریم                      پخته شد  میوه  هر کشور و خام   است   اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما   ازین  مدرسه  نا کام   روانیم  چرا                      کام  جویان  همه در جستن   کام   است  اینجا &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بردگان   سر خوش و آزاد  به هر جا  اما                   ملتی   بر در یک  شیخ غلام    است     اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگران به ملک وسبقت و دا نش   به دوام                 رفتن ما  به  عقب  هم   به دوام   است   اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شریف این نکبت ادیار زسستی   پید است                 چا ره  این همه   یک بار   قیام  است   اینجا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من از مرگ نمی هراسم  سپده  پیروزی انقلاب  همیشه از زندان ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گهای سرخ  انقلاب  همیشه از  میدان  های اعدام  شگوفه  کرده اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوحه سینه زنی برادر امیر محمد که در شب نهم محرم الحرام و روزعاشورا   در جمعی از عزا داران شهیدان مظلوم و بی گناه مان بر مزارپاکش خانده شد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برادرجان شریف جانم از ین جا در کجا رفتی      زدست خصم بد گوهر ازاین دار فنا  رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترا کردن شهید این ملعونان رشوه خار دون       بخون خویش رنگین وشهید پیش خدا  رفتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترا تهمت زدند این آن بید ینان دهردون پرور     خوشا حال شریف جانم عجب پاک وصفا رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترا درچوب بستن عا لمان بی عمل  این  جاه     کفن پوشیدی وخندان سوی دار  بقا      رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تن آ غشته درخون رفتی در پیش  شهیدا نم        به نزد اکبر و عباس و قاسم  ما لقا   رفتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بجا یت مانده طفلان صغیر با ناله  و زاری                  بنام قا تل انور  برادر بی  گناه     رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا داند که انور را که کشت اندرشب تاریک      نه شا هد بود و نه اثبات به حرف دشمنا رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکرد تا ثیر بر قلب لعینان   حرف های  تو                 که تو در روز آ خر گفتی وبا درد  ها رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمودن طوق لعنت را به گردن  قا تلان  تو             نه با خود رحم کرد نه بر تو ای جان صفا رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنت بی مونس پریشان بی سراست امروز               جوان پر هنر با قلب  پر ارمان   چرا  رفتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر وخواهرت از زور گریه چشم نا بیناست             ترا آ خر چه شد  جانم زبین  دوستان   رفتی  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درین دوران مسلمان نیست همه ازکوفه میبا شد          زبین قوم  کوفه تو بسوی  کربلا    رفتی  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترا محروم نمود از زنذگی واز زن و فرزند                   به پیش قا ضی محشربرادر  داد  خواه   رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بمیرد خواهر زارت نبیند در و دیوار دستت                ز پیش چشم خواهر ای  برادر  بی وفا   رفتی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مرثیه برادرعبدالعلی مقصودی که درروز عاشورا قراات گردید &lt;/FONT&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کجا رفتی تو از خیل جوانان  ای برادر جان            که یارانت همه از بهر تو نوحه سرا  آ مد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردارشریف جان عاشوراآمد           رفیقا نت برای دید نت با سوز واه     آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;به عاشورای بگزشته توبودی درکنار ما           کجارفتی نمی آی که این شام بلاآمد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفیق جان چشم بگشاه وتما شا کن جوانان را         جوانان جمله در پای تو  از بهر دعا  آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردارشریف جان عاشوراآمد           رفیقا نت  برای دید نت  با سوز واه  آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزجان برمزارت گریه ها دارد  یتیما نت          همه گویند پدر جا نا  غمم بی انتها    آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردارشریف جان عاشورا آمد         رفیقا نت  برای  دید نت با سوز   واه  آمد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کفن گلگون بدن گلگون تنت صد پاره وسوراخ        بروز حشر بر خیزی که ازحق خون بها آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردار شریف جان عاشورا آمد        رفیقا نت برای دیدنت با سوز   واه    آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوانان جمله دلگیراست ازدوری  دیدا رت             یتیما نت همه با ناله  وبا سوز واه    آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردار شریف جان عاشورا آمد         رفیقا نت  برای  دید نت با سوز واه  آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه  جرم ونه گناهی ، نه خطای  از شما سر زد        به چی جرمی نمیدانم که این درد و بلا آمد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردار رفیق جان عا شورا آمد              رفیقا نت  برای دید نت  با سوز واه  آمد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوانان جمله میگوید که  سه گل گم ا زگلزار               برای استان و باستان  نزد  شما    آمد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرازخاک سیاه بردار عزیزجان عاشورا   آمد                 رفیقا نت  برای دید نت  با سوز واه  آمد&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مرثیه برادر نادر شاه نظری که به منا سبت اولین ماه از شها دت شهید شریف وبعد از اطلاع شها دت ایشان در سوگ آن شهیدان و خصوصاٌ در سوگ شخصیت انقلا بی شهید شریف سروده شد برای اولین بار درشب نهم محرم الحرام درمزارپاک شان درمقابل جمعی ازعزاداران خانده شد :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                         شریف ای مظهر ژرف شرا فت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                جگر   سوز    است   عزایت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا مصیبت وا مصیبت وا              مصیبت وا مصیبت وا مصیبت وا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ز هجرا نت در این سال  شها دت              بسوزم     تا               قیامت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آن روزی که قتلت  را شنیدم                زدم  سربر سری زانو     غمینم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که از  کین   ستمکاران    غدار               تو گشتی  غرقه  خون در چوبه  دار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به زاری گریه کردم زین مصیبت             مصیبت وا مصیبت وا ..............&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چو خود جریان  قتلت  را شنید م              بسوی   دوستان  غمگین    دویدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آن صحنه فغان  از دل  کشیدم                  زدم بر سر  ز طرح  این  جنا یت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ......................                مصیبت وا .............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چنین ظلمی  به دوران  کس ندیده             شهیدانی  بخاک   وخون     تپیده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه   در بستر  عشق    آرمیده                   مکان  خوش سزاوار    زیا رت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .......................                مصیبت وا ........................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشستم  گوشه ای با حال   افکار               از ین   ماتم نهادم    سر به دیوار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگنجد  شرح این حا لت در اشعار            که خون میر یخت از چشمان ز حسرت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ..........................            وصیبت وا .............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ایا  ای  خادم این  مرز و هم  بوم              فروغ    روشنا ی  چشم     مردم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شدی   همگام با   خیل    شهیدان             جگر ها   سوخت   از درد   فرا قت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ........................              مصیبت وا ...............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تلاش    و آر مانت  بود    اقدس              نبا شد  هیچ  اهداف  زین   مقدس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سر شت خصلتت دایم چنین   بود             نما یی  از ضعیفان  خود  حما یت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ........................               مصیبت وا ..........................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نبود  در قلب پا کت زره ای  کین              دلت  سر شار  هم  از مهرو  شفقت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو اندر  خط عشقت  سر  نها دی               در این راه زجر و زحمت  ها  کشیدی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا  در یای  این  تهمت  فتادی                شدی     قربانی    جبر و      جها لت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .......................                مصیبت وا ..................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فدای  خواست دگما تیست  گشتی               چو گل پر پر شدی   از جان   گز شتی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیام   عشق را با خون   نو شتی               که  جا ویدان   شده   تا  بی      نها یت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .....................                 مصیبت وا ...............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو جان خویش را اهدا    نمودی                 منا فق   راچه حاصل زین جنایت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آن در قلب  ملت   جا  نمودی              نشان   دادی  ره   سرخ    و   شها دت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .........................             مصیبت وا ...............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوانان را تو بودی یار و هم   کار           ایا     همسنگر    نستوه       و  بیدار &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنت شد غرقه خون در چوبه   دار           بما    آ مو ختی   درس       شها دت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .........................            مصیبت وا ............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شریف ای نستوو مظلوم  جان   باز         به راهی   راه   حق پو ینده    سر  باز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شهادت  را پزیرائی    سر   افراز               فروزان    مشعل     راه     هدایت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ...........................          مصیبت وا ..............................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزار افسوس بر هجرانت  ای شیر          کلا مت بر  دل و جان   داشت   تا ثیر   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ....................                 مصیبت وا ................................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به مجلس  ومحا فل  صدر  بودی             رفیقان    شاه پرک     تو شمع   بودی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پشی  جز تو  نداشتن   هیچ  بلبل              بنازم     بلبل     شیرین      زبا نت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا .....................                  مصیبت وا ...........................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنیم  نفرت بر قضات  و شیخا                     که بر  مظلو میت آن   داد   فتوا &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الا  اسطوره       الگو ه  پیکار                        به ما آ مو ختی  در س  شجا عت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ........................                مصیبت وا .......................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الا  همسنگر   نستوه    و بیدار                    تنت شد غرقه خون  در  چوبه دار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کنیم   افشا    تمام    قا تلا نت                      برارم   پرده    از روی   جنا یت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مصیبت وا ....................                   مصیبت وا .........................&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شریف ای مظهر ژرف  شرافت                        جگر   سوز    است    عزایت   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوانان  گشته مجنون از فرا قت                زهجرانت  در ین  سا ل  شها دت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                     مصیبت وا    مصیبت وا   مصیبت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                     مصیبت وا   مصیبت وا   مصیبت &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; آخرین تجلیل از شهادت شهدای بیگناه دریوم عاشورا درسر قبرستان شهدا .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;             پایان     مورخه  21 سنبله  سا ل  (1371) ه ش &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 27 Mar 2010 23:59:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>jaghorizeba</dc:creator>
<guid>http://jaghorizeba.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
